دوشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۸
برگرفتهٔ ویرایششدهای از گفتگو با آقای نادر صدیقی، رادیو فردا
بشنوید (۱۶ دقیقه، ۱٫۸ مگابایت)
پیشینه نوروز
نوروز به مانند جشن شب یلدا یا شب چله، جشن بهاربُد و دیگر جشنهای گاهنباری که در آغاز و میانه فصلها برگزار میشدهاند، جشنی برگرفته از زمان و طبیعت است. برای دانستن سرآغاز پیدایش و میزان قدمت و دیرینگی جشنها و مناسبتهای برگرفته از طبیعت نیاز چندانی به پیجویی در منابع مکتوب و شواهد باستانشناختی نیست. چرا که اینچنین جشنها، از زمانهای بسیار دیرین و از هنگامی که انسانِ نخستین، محیط پیرامون خود و تغییرات فصول را درک کرده است، شناخته شده بودهاند. انسانِ آغازین، این زمانها و هنگامهای طبیعی را به دلیل نیازهای روزمره و مقتضیات طبیعی خود میشناخته و بین این روزها با دیگر روزهای سال تفاوتی قائل میشده است.
در نتیجه، نوروز و جشنهای مشابه در اعتدال بهاری، از دیرباز در میان مردمان سرزمینهای گوناگون با نامها و آیینها و سنتهای گوناگون روایی داشته و هنوز هم کم و بیش دارد. برای نمونه، جشن نوروز در میان سومریان و بابلیان با نامهای «زَگموگ» و «اَکیتو» معمول بوده و شناخته میشده است. ادامه »
پنجشنبه ۶ اسفند ۱۳۸۸
در روز چهارم اسفندماه، نوروز در تقویم رسمی سازمان ملل متحد ثبت شد: General Assembly Recognizes 21 March as International Day of Nowruz ثبت نوروز در میان مناسبتها رسمی و جهانی سازمان ملل میتواند کمک بزرگی برای ایرانیان خارج از کشوری باشد که تمایل به برگزاری عمومی جشن نوورز در شهرهای محل اقامت خود داشتهاند و نمیتوانستند به راحتی مجوز این مراسم و گردهماییهایی پیوسته به آنرا از شهرداریها و دیگر نهادهای مسئول دریافت کنند. آنان گاهی ناچار بودهاند تا برای این مجوزها به نامهنگاریهای متعدد و توضیحات و توجیهات فراوان روی بیاورند. (برای نمونه ای از این نامهها بنگرید به: نوروز و آیینهای آن، کوشش ایرانیان برای همزیستی آشتیجویانه جوامع بشری و پاسداشت زیستبوم). ادامه »
جمعه ۱۰ مهر ۱۳۸۸
۱- پس از سالها کوشش پیگیر و بیدریغ آقای محمد میرشکرایی- رئیس پیشین پژوهشکده مردمشناسی سازمان میراث فرهنگی و دبیر همایشهای منطقهای نوروز- جشن نوروز به عنوان اثری مشترک در میان ایران و چندین کشور همسایه در فهرست یونسکو برای میراث معنوی جهان ثبت شد. از نُه سال پیش و به هنگام برگزاری همایش منطقهای نوروز در ارگ بم (که با مقالهای پیرامون آیینی نوروزی در افغانستان در آن شرکت داشتم) از نزدیک با آرمان ارزشمند استاد میرشکرایی برای همبستگی و دلبستگی کشورهای حوزه نوروز آشنا شدم.
اهمیت این نکته در این است که حوزه برگزاری جشن نوروز، نشانگر گسترهٔ فرهنگ و تمدن ایرانی و مرزهای فرهنگی ایران زمین است. گسترهای که از آناتولی و قونیه تا هیمالیا و کاشغر و دشت فرغانه را در بر میگیرد. همان گسترهای که داریوش بزرگ در سنگنبشتههای زرین و سیمین کاخ آپادانا در تختجمشید بدان اشاره کرده است: «از سکا تا حبشه، از هند تا اسپارت». ادامه »
دوشنبه ۶ فروردین ۱۳۸۶
پیش از این، در چندین نوشتار دیگر به این نکته مهم اشاره شد که امروزه آسیب رساندن و تحریف و دستکاری در واقعیتهای تاریخی، بیشتر به دست کسانی انجام میشود که خود را از دوستداران فرهنگ ایران و کوششگر پاسداری از آثار باستانی میدانند. اینان هرگاه که واقعیتهای تاریخی را مطابق با خواست و مصلحت خود ندانند، بیمحابا دست به تغییر و تحریف آن میزنند تا دادههای تاریخی را به شکل دلخواهانه و مفیدی برای خود تبدیل کنند. گسترش چنین شیوهای میتواند به مرور زمان آسیبهایی جدی به آیین و فرهنگ ایرانی وارد کند. ادامه »
پنجشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۵
چندی پیش، این افتخار دست داد تا به فراخوان انجمنی از دوستداران پژوهش در تاریخ و فرهنگ ایران، به نشست هفتگی آنان در فرهنگسرای خاوران رفته و سخنانی بگویم. با اینکه کم و بیش با چنین انجمنها و گروههایی آشنا هستم، اما آنان این انتقاد بر حق را نیز دارند که سخن چندانی در باره کوششهای آنان نمیگویم. در نشستها، دیدارها و گفتگوهایی که با این دوستان انجام شد، آنانرا جوانانی پر شور، کوشا و واقعنگر دیدم. هر چند که ویژگی نخستین- یعنی پر شور بودن- در میان بسیاری از کوششگران انجمنهای ملیگرایانه دیده میشود، اما دو ویژگی سپسین- یعنی مطالعه فراوان و تلاشی منصفانه و بیطرفانه برای دستیابی به واقعیتهای تاریخی- آنچنان رایج نیست و بیشتر رنگ و بوی شعارزدگی و بازگویی سخنان تکراری و احساسی را دارد. ویژگی تحسینبرانگیز دیگر این دوستان در این است که به سادگی و بدون بررسی، تسلیم موجهای جنجالی کسانی نمیشوند که میکوشند به چنین انجمنها و جوانانی بقبولانند که تنها میباید نگران آن چیزی باشند که آنان آنرا قابل نگرانی و شایسته واکنش تشخیص دادهاند. ادامه »
جمعه ۲۶ اسفند ۱۳۸۴
حاجی فیروز چیست؟
اجازه بدهید از یک پیشسخن کوتاه بیاغازم. خاستگاه جشنها و آیینهای ایرانی، پیوندی ژرف و شگرف با پدیدههای کیهانی و هستیشناسانه، و همچنین با ویژگیهای اقلیمی و زیستبومی دارد. اما روش برگزاری این آیینها در فرهنگ ایرانی، بیشتر از دیگران با واقعیتها نزدیکی دارد و رمزینههای موجود در آن به یکپارچگی با دنیای نیروهای مینوی و ایزدان پیوند نمیخورد. به دیگر سخن در بارورهای ایرانی –برخلاف باورهای یونان و میاندورورد- دسترسی به جهان ایزدان برای مردمان امکانناپذیر است. آسمان و نیروهای آن ممکن است تأثیری بر فرایندهای زمینی داشته باشند، اما زمین و باشندگان آن کمترین دخالتی در حوزه تواناییهای ایزدان ندارند.
در باورهای کهن سامی و میاندورودِ پیشآریایی و نیز یونان عصر کلاسیک، خدایان گاه مظهر خشم و خشونت و آدمربایی و تجاوز و خشکسالی و ترس هستند؛ اما در فرهنگ ایرانی، پروردگار و ایزدگان، همیشه و همواره مظهر نیکی و خیرخواهی برای مردمان و باشندگان روی زمین هستند و «سرای سپند» که جایگاه مینویان دانسته میشود، سرایی است که در آنجا تنها «نور و سرود» وجود دارد. از این رو است که مرگ در باورهای ایرانی کهن، نه تنها پدیدهای غمناک دانسته نمیشده، که گاه موجب سرور و شادمانی هم میشده است. جشن «بَـمو» یکی از بزرگترین جشنهای دین مانوی، با شادی و ساز و سرود، در روز درگذشت مانی- پیامبر بزرگ ایرانی- برگزار میشده است. در نگارکندهای دخمههای هخامنشی، اثری از ناله و مویکندن و روی چنگزدن و گریبان دراندن و گریه و زاری دیده نمیشود. در سراسر شاهنامه هیچ آیین سالگرد مرگی گزارش نشده است و امروزه هم گاه آیینهای خاکسپاری مردگان در برخی نواحی ایران، همچون لرستان و بختیاری، با ساز و سرود برگزار میشود. ادامه »
پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۴
کوشش ایرانیان برای همزیستی آشتیجویانه جوامع بشری و پاسداشت زیستبوم
چندی پیش خانم میرزادگی با نگرانی از نامهها و پیامهایی سخن میراند که گویا بسیاری از ایرانیان دور از میهن برای برگزاری آیینهای گروهی نوروزی با دشواریهایی روبرو شدهاند. ایشان خواهان بودند نوشتاری فراهم شود تا با ترجمان آن به زبانهای گوناگون، توسط ایرانیان مقیم در هر کشوری، به شهرداریها و فرمانداریهای متبوعه خود داده شود و موجب آشنایی آنان با پیام نوروز و دعوت به گرامیداشت متقابل باورهای یکدیگر باشد.
نگاهبانی و گرامیداشت طبیعت و زیستبومهای بشری و جامعهای آرام، آزاد و شاد، در گذر هزاران سال همواره برای ایرانیان وظیفهای بزرگ و مقدس دانسته میشده است. بسیاری از باورها، آیینها و جشنهای ایرانی از پدیدههای طبیعت برخاسته و از آن الهام گرفته شده است.
در «اوستا» کتاب مقدس و کهن همه ایرانیان با هر گرایش دینی، بیشتر از هر چیز دیگری به ستایش پدیدههای طبیعت، همچون آسمان، زمین، خورشید، ماه، آب، باد، ابرها، جویباران، دریاها، گیاهان و جانوران پرداخته شده و گرامی داشته شدهاند. در اوستا با رویکردی جهانی و بدور از هرگونه برتریطلبی، همگی زنان و مردان جهان «در هر سرزمینی که زاده شده باشند» ستوده شدهاند. مردان و زنانی که «برای پیروزی راستی، کوشیدهاند و خواهند کوشید» و نیز «آنان که گیاهان بارور را در پردیسهای زیبا بنشاندند». در سرودهای این کتاب، ایزدی بزرگ بنام میترا ستوده شده است که پاسبان مهر و پیمان است و مردمان را «خانمانی پر از آشتی، پر از آرامی و پر از شادی میبخشد». ادامه »