Skip to content
بایگانی کلیدواژه شاهنامه و فردوسی

فردوسی و آن یار مهربان

چنانکه می‌دانیم و مشهور است فردوسی گفتارها و دیدگاه‌های شخصی خود را نه در متن داستان‌های شاهنامه که در آغاز و پایان آنها آورده است. او با این روش، هم امانتداری خود در ترجمان منظورم «نامه باستان» را رعایت کرده و هم در برخی موارد به شرح زندگی خصوصی خود پرداخته است. یکی از این نمونه‌ها، سرآغاز داستان بیژن و منیژه است. سرآغازی که بسیاری از پژوهشگران و شاهنامه‌شناسان آنرا از شیواترین سروده‌های فردوسی در سراسر شاهنامه و حتی نخستین بیت‌های شاهنامه می‌دانند. شواهد متعددی در دست است که سرآغاز داستان بیژن و منیژه در واقع سرآغاز سرایش شاهنامه به تحریک و تشویق «یک یار مهربان» است. در آن شب دلگیر و دلتنگی که خواب به چشم استاد نمی‌آمده و از آن یار مهربان طلب «چراغ و نار و ترنج و به و جام» می‌کند. [...]


رنج‌های بشری ۱۳۹: فردوسی و رنج‌نامه مردم معاصر با انوشیروان عادل

به گزارش شاهنامه فردوسی، انوشیروان عادل بجز نسل‌کشی مزدکیان به قتل‌عام‌های دیگری نیز دست یازید که از آن جمله است قتل‌عام بلوچیان و گیلانیان و سپس غارت اموال آنان و سوزاندن خانه‌هایشان. فردوسی درد و رنج مردم و قتل‌عام گروهی زن و مرد و کودک را به دست لشکریان ساسانی انوشیروان با شیواترین سروده‌ها بیان کرده است: «ازیشان فراوان و اندک نماند، زن و مرد جنگى و کودک نماند». او همچنین آورده است که گستردگی نسل‌کشی بلوچ‌ها به اندازه‌ای بوده که یک نفر بلوچ و حتی یک نفر چوپان بلوچ در هیچ کجا به دیده نمی‌آمد: «ببود ایمن از رنج ایشان جهان، بلوچى نماند آشکار و نِهان/ شبان هم نبودى پس گوسپند، به هامون و بر تیغ کوه بلند». [...]


رنج‌های بشری ۱۲۲: کورش و زرتشت در شاهنامه فردوسی

کورش و هخامنشیان همراه با زرتشت و زرتشتیانی که در سده اخیر خود را به زرتشت منسوب کرده‌اند، تنها بخش‌های کوچکی از گستره بزرگ فرهنگ و تمدن ایرانی هستند و نه همه آن (آنطور که عده‌ای بدان دامن می‌زنند). بخش‌هایی که بیش از آنکه تأثیر سازنده بر فرهنگ و مدنیت ایران داشته باشند، تأثیر ویرانگرانه داشته‌اند. مقدار توجه لازم به اینان به همان اندازه‌ای لازم و کافی است که فردوسی در شاهنامه آنرا معین کرده است: چند بار اشاره گذرا و مبهم به نام زرتشت، بی‌توجهی به دین زرتشتی و بی‌توجهی و سکوت مطلق نسبت به کورش و دیگر هخامنشیان به استثنای شرح مبسوط غلبه اسکندر بر آنان. فردوسی به درستی نشان داده است که اهمیت و جایگاه این نام‌ها در فرهنگ ایران در همین حد ناچیز است و نه بیش از آن.


رنج‌های بشری ۹۳

از فردوسی می‌توان آموخت که خشونت و تجاوز همیشه و به دست هر کس که انجام شده باشد، ناشایست و ناپسند و قابل سرزنش است. چه خشونت‌ورزی تورانیان در ایران باشد و چه خشونت‌ورزی ایرانیان در توران. تجاوز زشت است، چه تجاوز اسکندر به ایران باشد و چه تجاوز کورش به بابل.


رنج‌های بشری ۷۱

فردوسی در حالی نام کورش را در شاهنامه نیاورده است که از افتخارات و کرامات اسکندر تعریف و تمجید کرده و از او با صفات نیکی همچون خردمند، بیداردل، دورکننده بدی‌ها، سازنده، آرام کننده کشور، شاهوار، با فر و فرهنگ، خوب‌چهر، خوب‌گفتار، دادگر، پیروزبخت، بخشنده و آشتی‌جو یاد کرده است. [...]