Skip to content
بایگانی کلیدواژه زبان فارسی

روابط متقابل زبان‌های نیرومند و قدرت‌های مهاجم

قدرت کاربردی زبان‌ها و گسترش و ضریب نفوذ آنها در میان جوامع، و نیز محجور ماندن و رو به فراموشی رفتن برخی دیگر از زبان‌ها، الزاماً به دلیل توانایی‌ها یا ناتوانی‌های ذاتی آنها نیست، بلکه بیشتر به این دلیل است که تا چه اندازه زبان نیروهای سلطه‌گر بوده و به آنها وابستگی داشته است. زبان‌ها و فرهنگ‌های وابسته به قوای مهاجم، موجب تضعیف و نابودی زبان‌ها و فرهنگ‌های مردمان تحت سلطه می‌شود.

هویت‌زدایی از انسان‌ها با تصفیه و تحریف نام‌های جغرافیایی در ایران

مواجهه و واکنش جوامع بشری با ظلم و ظالم به سه شکل است: یا با ظالم مقابله می‌کنند، یا ظالم را تحمل می‌کنند، و یا با ظالم شریک می‌شوند. رفتار جامعه ما در اکثر مواقع به شکل سوم است. یعنی همراهی و همدستی با ظالم برای ظلم بیشتر و کسب موقعیت‌ها و فرصت‌های بیشتر برای منافع افزون‌تر.

بررسی نقشه‌های جغرافیایی ایران در عصر قاجاری و مقایسه آنها با نقشه‌های جدیدتر، نشان از یک فاجعه بزرگ دارد: آسیمیلاسیون گسترده فرهنگی با نگاه نژادپرستانه و آریاگرایانه و حذف بسیاری از نام‌های ترکی، عربی، کردی، لری، بلوچی، گیلکی، تاتی و حتی در مواردی فارسی. این هویت‌زدایی و یکدست‌سازی فرهنگی که به دست اکثریت حاکم عصر رضاشاهی انجام شده، دارای چنان شمول گسترده و سراسری بوده که تقریباً می‌توان گفت چنانچه کسی به یکی از نقشه‌های ایران در عصر قاجاری نگاه کند، به اندازه‌ای با نام‌های غریب اما کهن و اصیل که قربانی نام‌های جدید و جعلی فارسی شده‌اند، روبرو می‌شود که تصور می‌کند در حال تماشای نقشه‌ای از یک سرزمین رمزآلود و ناشناخته و دوردست است.

نام‌های جغرافیایی برآیند و نشانه موجودیت یک هویت دیرین است. حذف و تصفیه نام‌های جغرافیایی معادل با حذف هویت و اصالت مردم و قطع ارتباط فرهنگی و تاریخی آنان با گذشته است. همچنین موجب درک نشدن و نافهما شدن متون ادبی و تاریخی گذشته نیز می‌گردد. عملی که می‌توان آنرا نسل‌کشی فرهنگی نامید و در صورت اصرار و نبود مخالفت، می‌تواند تبدیل به نسل‌کشی انسانی شود. […]

پیوندهای دیرین زبان‌های فارسی، عربی و ترکی

زبان‌های فارسی، عربی و ترکی در تمام طول تاریخ حیات خود، هیچگاه زبان‌های خالص و مجزای از یکدیگر و بدون واژگان دخیل نبوده‌اند. هیچگاه ذخیره واژگان و نظام دستوری انحصاری نداشته‌اند و جزیره‌های مستقل زبانی را تشکیل نمی‌داده‌اند. این زبان‌ها و نیز دیگر زبان‌های متعدد مشرق‌زمین و آسیای میانه و غربی، همچون سُریانی، آرامی، کردی و سغدی، همواره بر یکدیگر تأثیر و تأثر متقابل و دادوستدهای فرهنگی داشته‌اند. دلیل این مناسبات و شباهت‌ها و پیوندهای عمیق و گسترده نیز روشن است: چرا که گویشوران این زبان‌ها هرگز در جزیره‌های دورافتاده و در نواحی مرزبندی شده و حصارکشی شده زندگی نمی‌کرده‌اند و خود را تافته جدابافته نمی‌دانسته‌اند. آنان بطور پیوسته و دائمی در حال تماس و مراوده و انواعی از مناسبات گسترده انسانی با یکدیگر بوده‌اند. این مناسبات دیرین و تعلقات و اشتراکات و وصلت‌ها و مهاجرت‌ها، شرایطی را به وجود آورده که نمی‌توان میان این مردم تفاوت عمیق هویتی قائل شد و یا نام هویتی خاصی را منحصراً به گروهی از آنان منتسب کرد. […]

تغییر نام کشور به دستور رضاشاه: همه باید کشور ما را ایران بنامند

اگر بگویند معاهده‌ای میان دو کشور بْهارَت و هلاس منعقد شده است، شنونده ایرانی چه تصوری از این دو کشور دارد؟ و یا اگر بگویند در کدام هنگام جنگی بین دویچلند و پولسکا اتفاق افتاد، چه جوابی می‌توان بدان داد؟ و نیز اگر بگویند فرهنگ دو کشور نیهون و ژونغوآ تحت تأثیر متقابل یکدیگر بوده است، شنونده چه تصوری از این کشورها خواهد داشت؟

نام‌های جغرافیایی و واحدهای سیاسی و شهرها و کشورها، در میان فرهنگ‌ها و تمدن‌ها و زبان‌های گوناگون متفاوت هستند و به شکل‌های متنوعی در تاریخ و خاطره تاریخی و اسناد مکتوب آنان ثبت شده و شناخته می‌شود.

عمده کشورهای جهان دارای نام‌های متنوع و متفاوتی در زبان‌های دیگر هستند. هر اندازه کشور و تمدنی کهنسال‌تر و دارای پیشینه فرهنگی فراوان‌تر و کهن‌تری باشد، بر تنوع این نام‌ها افزوده می‌گردد.

تغییر دادن نام کشورها موجب از دست رفتن سابقه تاریخی و فرهنگی آن کشور خواهد شد و آشفتگی‌ها و گسست عمیقی را در هویت و مناسبات مشترک آنان به وجود خواهد آورد. از همین روی است که معمولاً کشورهای جهان از دیگران نمی‌خواهند تا آنان را با نام محلی‌ای بشناسند که در بین خودشان متداول و شناخته شده است. چرا که از عواقب مخرب آن و تأثیر زیان‌باری که از قطع ارتباط امروز خود با هویت تاریخی خود ناشی می‌شود، بخوبی آگاه هستند. […]

نگاهی به چند معضل متداول در زمینه نام‌های خاص و اسامی جغرافیایی

طریقه مواجهه و رفتار با اسامی یا نام‌های خاص و بخصوص نام‌های جغرافیایی، و چگونگی بکارگیری آنها در تداول جامعه ما از برخی معضلات و نابهنجاری‌ها رنج می‌برد. با اینکه هیچیک از نکاتی که نگارنده در اینجا می‌آورد، تازگی ندارند و علی‌القاعده هر شخصی (و به خصوص هر پژوهنده‌ای) می‌باید از آنها اطلاع داشته باشد، اما بی‌توجهی‌های رو به تزاید، نگارنده را بر آن داشت تا چند نکته کوتاه پیرامون آن بنویسد و برخی معضلات مهم را یادآور شود. ۱- نام‌های خاص الزاماً معنا ندارند: نام‌های خاص و از جمله نام‌های جغرافیایی، الزاماً در زبان امروزی هر جامعه‌ای و از جمله در زبان فارسی معنا ندارند. این نام‌ها، از روزگاری کهن تا به امروز باز رسیده‌اند و دست تاریخ و زبان‌شناسی تاریخی از آنها کوتاه است. معنای بسیاری از این نام‌ها که بطور قطعی مشخص نیست بازمانده کدام زبان یا زبان‌های باستانی هستند، در گذر زمان فراموش شده و از دست رفته‌اند. نام‌های خاص علاوه بر اینکه ممکن است قدمتی بسیار داشته باشند، در طول زمان دچار تلطیف و تحول شده و گاه با تغییراتی در شکل تلفظ یا کتابت آن، به زبان معیار هر دوره‌ای نزدیک شده و سازگاری یافته است. تلاش برای معناگذاری هر نام خاصی با معیارهای لغوی و دستوری زبان فارسی، می‌تواند عملی نادرست و گمراه کننده باشد. چرا که بسیاری از نام‌های خاص ریشه در زبان‌های شناخته یا ناشناخته کهن دارند و شکل تغییر یافته و تلطیف شده آن به زمان تداول زبان فارسی رسیده است. بر همین اساس، آنچه امروزه در کتابچه‌های نامگذاری اطفال به عنوان معنای نام‌ها نوشته می‌شوند، عمدتاً محصول ذوق و سلیقه گزارندگان آن است. […]

محافظه‌کاری و ملاحظه‌کاری

«محافظه‌کار» به کسی گویند که منافع یا مصالح خود را در حفظ وضع موجود می‌بیند و می‌کوشد تا آن وضعیت را به هر نحو ممکن حفظ کند و تغییر و اصلاحی در آن رخ ندهد. اما «ملاحظه‌کار» به کسی گویند که اهل احتیاط و میانه‌روی و آهسته‌روی است و از خطر کردن امتناع دارد. نقطه مقابل محافظه‌کاری «اصلاح‌گری» است و نقطه مقابل ملاحظه‌کاری «افراط‌گری». اخیراً متداول شده که «ملاحظه‌کار» را به اشتباه «محافظه‌کار» خطاب می‌کنند که لازم است به تفاوت مهم بین این دو مفهوم توجه شود تا بجای یکدیگر بکار نروند.

بالان‌خانه: معادل‌سازی‌های فارسی مردم فراهان

در دهه‌های گذشته، برخلاف امروز، استفاده و بکارگیری واژه‌های بیگانه اسباب تفاخر و فخرفروشی نبود و مردم با رجوع به داشته‌های فرهنگی و زبانی خود، معادل‌هایی برای واژه‌های جدید غربی می‌ساختند و بکار می‌بردند. معادل‌هایی که معمولاً با استقبال عمومی مواجه می‌شد و تداول می‌یافت. از آن نمونه است: «دوربین»، «قطار»، «طیاره» و «بالان‌خانه». بالان‌خانه (به معنای محل بالیدن و بالا رفتن و اوج‌گیری) نامی بود که اهالی فراهان و سلطان‌آباد (اراک بعدی) به عنوان معادلی برای ایرپورت برگزیدند. اما بعدها فرهنگستان زبان واژه «فرودگاه» را برای آن انتخاب کرد و بالان‌خانه به مرور فراموش شد. […]

اشتباهی متداول: تمایز ننهادن میان حتی و هیتی

حَتی با هیتی دو مفهوم جداگانه و متمایز هستند و آن دو را نمی‌باید با یکدیگر خلط کرد و بجای هم بکار برد. «حتی/ حتیان» (Hatti/ Hattians) نام زبان و سرزمین و مردمانی است که در هزاره سوم پیش از میلاد در آناتولی استقرار داشته‌اند. خانواده زبان حتی تاکنون شناخته نشده است. اما «هیتی/ هیتیان» (Hittite/ Hittites) نام زبان و سرزمین و مردمانی دیگر است که در هزاره دوم پیش از میلاد در آناتولی میانه استقرار داشتند و در اواسط همین هزاره امپراتوری‌ای را تشکیل دادند که مرکز و غرب آناتولی و بخش‌هایی از آسیای غربی را در بر می‌گرفت. سرزمین اصلی هیتیان که در شمال آناتولی میانه جای داشت «هاتوسا» (Hattusa) نامیده می‌شد. زبان هیتی برخلاف زبان حتی، جزو خانواده زبان‌های هندواروپایی است. زبان حتی را یک زبان «پیش‌هیتیایی/ ماقبل هیتیایی» (Proto-Hittite) نیز نمی‌نامند، چرا که این دو از یک خانواده زبانی نیستند. این اشتباه متداول به لغتنامه دهخدا و فرهنگ معین نیز راه یافته است.

کم‌توجهی به نظام آوایی زبان فارسی

هویت یک زبان نه فقط متکی به مجموعه واژگان و قواعد دستوری آن، که متکی به نظام آوایی آن نیز هست. پاسداشت یک زبان علاوه بر لزوم حفظ دایره لغوی و دستوری، نیاز به حفظ نظام آوایی آن نیز دارد. عادت جدیدی که در میان فارسی‌زبانان (و عمدتاً گویشوران تهرانی و فرنگ‌نشین) باب شده و برای نشان دادن سواد و کمالات خود، سعی می‌کنند لغات انگلیسی را به آوای اصلی و متداول در آن زبان تکلم کنند، نه تنها نشان‌دهنده هیچ سواد و کمالاتی نیست، که ناچیز شمردن و تحقیر نظام آوایی زبان فارسی و آسیب رساندن به آن است. […]

پارسی یا فارسی؟

واژه‌ها در گذر زمان دچار تغییرات معنایی و مفهومی می‌شوند و معانی اصطلاحی جدیدی را به خود می‌پذیرند. چنانکه برای مثال «استعفا» معنای «عفو شدن» و «آگهی» معنای «آگاهی» و «توصیه» معنای «وصیت» و «شایعه بیماری» معنای «شیوع بیماری» را نمی‌دهد. در نتیجه لازم است تا در هنگام بکارگیری واژه‌های کهن به مفهوم امروزی آنان نیز توجه داشت. به جز این، لازم به دقت است که یک واژه را چه کسانی و برای چه مقصودی بکار می‌گیرند. چنانکه برای مثال «طالبان» به مفهوم «طلبه‌ها» و «ملی‌گرایی» به مفهوم «میهن‌دوستی» و «آریانیسم» ارتباطی با نژاد موهوم «آریایی» ندارد. […]

ملی چیست؟ در باره یک واژه و مفهوم نوساخته

با اینکه این واژه به عنوان معادلی برای National وضع گردید و پیش از آن وجود خارجی نداشت، اما به مرور کاربردها و مفاهیم دیگری بر آن بار شد و به زودی تبدیل به واژه‌ای گردید که نه تنها معنای مشخص و معینی نداشت، که برای تحریک عوام و ایجاد نوعی غرور کاذب یا غیرکاذب بکار گرفته شد. بخصوص در عصر غلبه فاشیسم و نازیسم و قدرت‌گیری نژادپرستان و فاشیست‌های ناسیونالیست (ملی‌گرا) از این واژه سوءاستفاده‌های فراوانی شد و همچون عبارت مجعول «نژاد آریایی» یکی از خشونت‌بارترین فجایع بشری را رقم زد. در ایران نیز عده‌ای از ناسیونالیست‌ها و ملی‌گرایان که فاقد اصول نظری هستند، بدون آنکه بدانند منظور از ملت و ملی چیست، سوءاستفاده‌هایی از آن واژه‌ها نمودند که به دلیل همبستگی و همزیستی عمیق مردم ایران موفق به پیشبرد برنامه‌های خود که می‌توانست ایران را به تجزیه و نابودی بکشاند، نشدند. […]

میهن/ وطن چیست؟ بررسی یک مفهوم کهن

بجز کلمه «ملت» که قبلاً بدان پرداختیم، یکی دیگر از کلماتی که معنا و مفهوم اصلی و اصیل آن برای منافع و مقاصدی تغییر یافته، دو کلمه هم‌معنای «میهن» و «وطن» است. این دو کلمه اکنون در معنا و مفهوم نوساخته‌ای معادل با «کشور» بکار می‌رود که در خاطره تاریخی ایرانیان پیشینه‌ای ندارد و در زبان فارسی نیز تازگی دارد. این در حالی است که کلمه «کشور» نیز امروزه در معنای تاریخی خود بکار نمی‌رود و مفهوم جدیدی بدان بار شده است.

هر دو واژه «میهن» و «وطن» در خاطره تاریخی مردم و نیز در ادبیات فارسی به معنا و مفهوم «اقامتگاه/ سکونتگاه/ ماندگاه/ خانه» یا «جایی که کسی در آن متولد شده و بزرگ شده» بکار رفته است. چنانکه فردوسی گوید: «اگر دورم از میهن و جای خویش/ مرا یار ایزد به هر کار بیش» و یا: «که چون اوی بدین جای مهمان رسد/ بدین بینوا میهن و مان رسد». نیز اسدی طوسی گوید: «چو آمد بر میهن و خان خویش/ ببردش به صد لاله مهمان خویش». نیز سعدی گوید: «وطن در کوی صاحب دوستان گیر». یا در کلیله و دمنه آمده است: «غوکی در جوار ماری وطن داشت». همچنین «وطن کردن» به معنای «اقامت کردن» و «وطن‌گاه» نیز به معنای اقامتگاه آمده است. چنانکه نظامی گنجوی در شرفنامه گوید: «به نزدیک تختش وطن‌گاه داد». […]

ملت چیست؟ بررسی یک اصطلاح وارداتی

کلمه «ملت» در زبان فارسی به معنای «پیروان یک دین» بوده است. در سده اخیر این واژه را معادل با واژه انگلیسی و فرانسوی Nation گرفته‌اند که معانی گسترده و متعدد و ناروشنی دارد. در ایران و برخی کشورهای دیگر از این معانی متعدد و وارداتی برای مقاصد شبه‌نژادی و تمامیت‌خواهانه و احیاناً فریبگرانه سوءاستفاده شده است. امروزه در تداول عامه و در ضمن مقاومت عمومی در برابر این مفهوم وارداتی، «ملت» مترادف با «مردم» بکار می‌رود و تفاوتی با آن ندارد. با استفاده بیشتر از واژه «مردم» و کوشش برای بازگرداندن واژه «ملت» به معنای ادبی و تاریخی اصیل خود، نه تنها چیزی را از دست نخواهیم داد، که همبستگی، همزبانی و تفاهم بیشتری را نیز به دست خواهیم آورد و به برخی تعارض‌ها پایان داده خواهد شد. چنانکه غربیان نیز پس از جنگ جهانی دوم و پس از کشتاری که فاشیست‌ها و نژادپرست‌های ناسیونالیست (ملت‌گرایان/ ملی‌گرایان) براه انداختند، به این نکته حساس شدند و بیش از آنکه از واژه Nation استفاده کنند، واژه People را بکار گرفتند. […]

نرم‌افزار تبدیل خط سیرلیک تاجیکستان به خط فارسی

پیش از این با کوشش‌های فراوان آقایان سهیل خسروی‌پور و جلال حجتی فهیم و خانم مانا طلوعی‌فر در زمینه زبان فارسی و نیازهای امروز آن آشنا بوده‌ایم. وب‌سایت «زبان فارسی» با انبوه نوآوری‌ها و اخبار و گفتگوها و تلاش‌های فراوان آن برای پاسداشت زبان فارسی و لازمه‌های فنی امروزین آن، نرم‌افزار «ویراسباز» که یک نرم‌افزار ویرایشگر برخط و رایگان زبان فارسی است، و نیز نوشتارهای گوناگون آقای حجتی فهیم و از جمله «آسمان تاریخ در دو بیت: پژوهشی نجومی در شاهنامه» که در پاسخ به دستکاری‌های آقای فریدون جنیدی در متن شاهنامه فردوسی نوشته شده بود. اکنون آقای جلال حجتی فهیم خبر داده‌اند که کوشش چندین ساله ایشان در نوشتن برنامه‌ای که بتواند نوشته‌هایی به دو خط فارسی و سیرلیک تاجیکی را به یکدیگر تبدیل کند به پایان رسیده و نسخه اولیه آن منتشر شده و در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است. این کار ارزنده آقای فهیم علاوه بر اینکه موجب اطلاع و آگاهی مردمان دو کشور همزبان از حال و روز خود و مطالعه آثار یکدیگر می‌شود، موجب همبستگی بیشتر آنان نیز خواهد شد. […]

رنج‌های بشری 141: دخالت آمرانه در زبان مردم

یکی از غم‌انگیزترین و ظالمانه‌ترین انواع رنج‌های بشری، دخالت آمرانه در زبان مردم است. زبان‌های گوناگون مردم یک منطقه چونان جویباران روان و زلال بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند و تأثر می‌پذیرند و با الوان و گونه‌های رنگارنگ و متنوع خود بر همبستگی و پیوند و محبت میان مردمان دلالت می‌کنند. کسانی که با فرمایش‌ها و دخالت‌های بیجای خود و تحت تأثیر انگاره‌های فاشیستی و نژادپرستانه و تمامیت‌خواهانه حکم می‌کنند که چنین بنویسید و چنان ننویسید و بعضاً واژگان و ساختار زبان را دستکاری و تحریف می‌کنند، نه تنها به همبستگی و عاطفه مشترک بشریت آسیب می‌رسانند، که خودشان نیز هیچگاه نتوانسته‌اند مطلب درخوری بنویسند و اثر مکتوب ماندگاری پدید بیاورند.

رنج‌های بشری ۹۱: زبان فارسی و خط لاتین

چه کاری بیشتر از نوشتن زبان فارسی به خط لاتینی می‌تواند ظلم به زبان فارسی و فرهنگ ایران باشد؟ نوشتن بی‌دلیل به زبان انگلیسی و یا نوشتن زبان فارسی به خط لاتینی، نشانه‌ای از احساس خودکم‌بینی در برابر فرهنگ جهانیِ غالب است. ای بسا آیندگان ما را برای این خوار شمردن و تحقیر فرهنگ بومی سرزنش کنند.

گنجینه بزرگ نوشتاری ایرانیان در زبان عربی

زبان عربی یکی از زبان‌های گفتاری و نوشتاری ایرانیان در سده‌های نخستین هجری بوده و دستور زبان و صرف‌و‌نحو و دامنه وسیع واژگان آن از جمله به همت ایرانیان پدید آمده و تبیین یافته است. زبان عربی را به دلیل این کوشش و اهتمام گسترده می‌توان یکی از زبان‌های ایرانیان نامید و ایرانیان را نیز مایملک آن دانست. شایسته نیست که کل زبان و ادبیات و لغات و متون عربی را که ایرانیان نیز نویسنده و پدیدآورنده آن بوده‌اند و آثار فراوانی را بدان زبان خلق کرده‌اند، از روی غفلت و دوستی خاله خرسی، به اعراب صدر اسلام نسبت داد. […]

رنج‌های بشری 19: در تفاوت قوم با نژاد

واژه «قوم/ اقوام» در زبان و ادبیات فارسی به عده‌ای از آدمیان از لحاظ تعداد دلالت می‌کند و مفهوم نژادی یا زبانی یا سیاسی یا اجتماعی در ذات خود ندارد. چنانکه خیام و سعدی سروده‌اند: «قومی متفکرند اندر ره دین/ قومی به گمان فتاده در راه یقین» و «قومی هوای نعمت دنیا همی پزند/ قومی هوای عقی، و ما را هوای تست».

رنج‌های بشری 15: میهن‌دوستی‌های غرب‌گرایانه

می‌گویم از ویندوز فارسی استفاده کنید، می‌گویند با ویندوز انگلیسی راحت‌تریم. می‌گویم این گوشی زبان فارسی ندارد، می‌گویند مهم نیست ما زبان انگلیسی بلدیم! می‌گویم به خط فارسی بنویسید، می‌گویند «کیبورد» فارسی نداریم و در لاتینی نوشتن دستمان تندتر است. می‌گویم نگویید «داینامیک» و «آرکایو» بلکه به تداول و مطابق با آوای فارسی بگویید «دینامیک» و «آرشیو»، می‌گویند باید عین تلفظ آمریکایی باشد. می‌گویم زبان فارسی و هویت ایرانی در حال نابودی است، می‌گویند تو دشمن فرهنگ ایرانی!

رنج‌های بشری 14: تبدیل مفاهیم زبانی به مفاهیم نژادی

تبدیل مفاهیم زبانی «فارس» و «ترک» و مشابه آنها به مفاهیم نژادی/ قومیتی، خدعه‌ای استعماری برای گسست و انشقاق میان مردم و ماهیگیری از آب گل‌آلود بوده است. هر چند که عده‌ای از روی ناآگاهی و روحیه تحریک‌پذیر خود به این تله استعماری افتادند و بر طبل مفاهیم نوساخته آریاانگارنه/ ترک‌انگارانه کوبیدند، اما خیزاب‌های هبستگی و همدلی مردم چنان نیرومند و پرتوان بوده که همه آنها را در میان قلب بزرگ خود گرفته و بلااثر کرده است. رنج‌های هزاران ساله مردم ستم‌کشیده به آنان آموخته است که تنها با دستان در هم فشرده می‌توان تندبادهای مهاجم را پشت سر نهاد.

رنج‌های بشری 12: تبدیل ظلم به عدل به نیروی شعر و تاریخ

ظالم‌ترین فرمانروایان را می‌توان در بین آنانی جستجو کرد که با قلم مورخان و شاعران تبدیل به عادل‌ترین‌ها شده‌اند. مورخان و شاعرانی که ظلم به انسان را به بهای سکه و وعده‌ای نادیده می‌گرفتند و «تازیانه رنج‌آمیز» را «نوازش مهرآمیز» وانمود می‌کردند.

واژه‌نامه گویش فراهانی

زبان‌ها، گویش‌ها و واژگان محلیِ نواحی گوناگون، گنجینه‌ای ممتاز از هویت فرهنگی مردم هستند. گنجینه‌ای بی‌بدیل و تکرارنشدنی که امروزه به سرعت در حال نابودی و فراموشی هستند. برای حفظ این زبان‌ها و گویش‌های در حال اضمحال که ریشه در تاریخ دیرین ملتی کهنسال دارند، کوشش درخوری به عمل نمی‌آید و برخلاف بناهای باستانی و دیگر یادمان‌های ملموس، حساسیت و توجه چندانی بدان‌ها نشان داده نمی‌شود. این در حالی است که سرعت نابودی زبان‌ها و گویش‌ها بسیار سریع‌تر از یادمان‌های دیگر است و حتی بسیاری از مردمان محلی نیز بکارگیری لغات بومی را که مهمترین شناسه هویت و فرهنگ آنان است، موجب کسرشأن خود می‌دانند و تا بتوانند واژگان فارسی معیار و برخواسته از رسانه‌های گروهی را جانشین آنها می‌کنند. رسانه‌های گروهی نیز در تداول و شیوع چنین طرزفکری بی‌گناه و بی‌تقصیر نیستند. گردآوری اندوخته زبانی مردم می‌تواند به غنی‌کردن زبان فارسی و گویش معیار یاری رساند و روند واژه‌گزینی را بهبود بخشد. اگر زبان فارسی و عموماً زبان‌های ایرانی فاقد لغت‌نامه‌ای جامع و کامل هستند، به این دلیل بوده که هیچگاه اهتمامی جدی در گردآوری و طبقه‌بندی و مقایسه واژگان زبان‌های ایرانی به عمل نیامده است. هر چند که بسیاری از علاقه‌مندان و پژوهشگران نواحی گوناگون لغت‌نامه‌های متنوعی از گویش محلی خود فراهم کرده و یا منتشر کرده‌اند، اما این کوشش‌ها هیچگاه متمرکز نشده و دستاوردهای آنان هیچگاه تلفیق و طبقه‌بندی نگردیده است. غنی‌سازی زبان فارسی و واژه‌گزینی برای مفاهیم بیگانه، تا زمانی که لغت‌های محلی گردآوری و طبقه‌بندی نشده باشند، عملاً غیرممکن و بی‌حاصل است و به نتیجه‌ای درخور نخواهد رسید. چرا که تعداد و تنوع واژگان زنده مانده در گنجینه گویش‌های محلی بسیار بیشتر از واژگان موجود در فارسی معیار یا «فارسی تهرانی» است. […]

عیلام یا ایلام؟

در سال‌های اخیر دیده می‌شود که برخی از پژوهشگران و نویسندگان، نام کشور و تمدن «عیلام» را به صورت «ایلام» می‌نویسند. اما هر قدر کوشش می‌کنم، نمی‌توانم خود را متقاعد کنم که املای سنتی و شناخته‌شدهٔ یک نام را به نفع املای پیشنهادی و تازه‌ای کنار بگذارم که دلایل قانع‌کننده‌ای برای آن وجود ندارد. پیشنهاددهندگان بر این باورند که چون در زبان فارسی حرف و آوای «ع» نداریم، و نیز صورت «عیلام» از عهد عتیق (تورات) گرفته شده است، پس می‌باید «عیلام» را به شکل «ایلام» نوشت. این توجیه به چند دلیل کافی به نظر نمی‌رسد: […]

صفت عربی برای گاهشماری ایرانی

تاکنون چندین بار دیده‌ام که نام‌هایی مثل «تازی» یا «عربی» را جلوی مبدأ گاهشماری ایرانی نوشته‌اند (مثلاً 1390 تازی). ایرانیان در زمانی دور و به دلایلی که در فرصتی مناسب خواهم گفت، این مبدأ را برای گاهشماری خود انتخاب کرده‌اند و این به معنای عربی بودن گاهشماری ایرانی یا مبدأ آن نیست. اینچنین است که عده‌ای از اشخاص نادان و متعصب تیشه به ریشه هویت و تاریخ و فرهنگ ایران و بخصوص یکی از درخشان‌ترین دستاوردهای آن که گاهشماری ایرانی باشد، می‌زنند و نام خود را هم با کمال افتخار «میهن‌پرست» می‌گذارند. دریغ و درد بر میهنی که چنین مدافعان و پرستندگانی دارد.

دری و دینار: پیشنهاد دو نام برای واحد پول رسمی کشور

در روزهای اخیر موضوع حذف چند صفر از واحد پول رسمی کشور و احیاناً تغییر نام واحد پول مجدداً مطرح گردیده است. نام ریال برای واحد پول رسمی کشور از واژه پرتغالی/ اسپانیائی رئال (Real) گرفته شده است. این نام که یکبار در زمان محمدشاه قاجار و بار دیگر در سال ۱۳۰۸ و در زمان رضاشاه بجای «قران» واحد پول رسمی کشور شد، واژه‌ای بود که استعمارگران اسپانیایی و پرتغالی در میان مستعمرات خود رواج داده بودند و در زمان نفوذ و حضور پرتغالیان در خلیج فارس، در منطقه خاورمیانه رایج گردیده بود. این نام هم‌اکنون واحد پول رسمی کشور ایران و چندین کشور دیگر همچون عربستان سعودی، عمان، قطر، یمن و برزیل است. با اینکه بیش از دویست سال از زمان محمدشاه و هشتاد سال از زمان رسمیت نام ریال در ایران می‌گذرد و این نام تاکنون بر روی میلیاردها قطعه اسکناس و سکه درج شده است، اما مردم به نحو حیرت‌انگیزی در قبال بکار بردن آن از خود مقاومت نشان داده و جز در اسناد رسمی و اداری از آن استفاده نکردند. نام ریال عملاً در گویش مردم ایران بکار نرفت و بنا به محرکی ناشناخته نتوانست جای سه نام قدیمی‌تر، یعنی «تومان/ تومن»، «قران» و «زار» (مخفف هزار) را بگیرد. چنانچه قرار بر تغییر نام واحد پول کشور باشد، شایسته است که نام پول رسمی کشور دارای خاستگاه زبانی و تاریخیِ باشد و گزینش نامی غیر ایرانی یا نامی جدید و نوآورانه در شأن جایگاه تاریخی و سابقه درخشان آن نیست. چرا که ایران از نخستین کشورهای دارای پول، و نخستین کشور پدیدآورنده پول سراسری در جهان باستان بوده و لازم است تا نام پول با رویکرد به این پیشینه تاریخیِ سزاوار برگزیده شود. شمش‌ها و حلقه‌های نقره‌ای که با ۲۷۰۰ سال قدمت در تپه نوشیجان ملایر پیدا شده و هر کدام وزن و شناسه خاصی داشته‌اند، نمونه‌هایی از این نخستین پول‌ها و ابزارهای واسط مبادلاتی در جهان هستند. […]

در تفاوت سلام و درود

گاه دیده می‌شود که «سلام» و «درود» را بجای یکدیگر بکار می‌برند و بجای سلام دادن، درود می‌گویند. اما این دو واژه معنا و کاربردی متفاوت دارند و نمی‌توان همواره آنها را معادل و همتراز با هم بر زبان آورد. سلام، نخستین خطابی است که در مواجهه دو شخص با یکدیگر بر زبان رانده می‌شود. این کلام را هر کس به هر کس می‌تواند بگوید و محدودیتی در بکارگیری آن وجود ندارد. سلام را می‌توان به هنگام روبرو شدن با دشمنان و بدکاران و دُژاندیشان نیز بر زبان آورد و حتی از نظر فقهی، در مقام جواب واجب است. سلام به معنا و مفهوم «ابراز صلح و آشتی» در کشورهای فارسی‌زبان تداول دارد و در کشورهای عربی‌زبان عموماً کلمه «مرحبا» برای این منظور بکار برده می‌شود. اما درود، نه به صرف مواجهه دو شخص با یکدیگر، که به هنگامی بیان می‌شود که یکی از طرفین، کاری بزرگ یا پسندیده و شایسته انجام داده باشد و طرف دیگر در مقام بزرگداشت و قدردانی و آفرین‌گویی به او «درود» گوید. در نتیجه، گویندهٔ درود تنها یکی از طرفین است و برخلاف سلام نیاز به جواب متقابل ندارد. […]

دیرینگی زبان فارسی و تأثیر آن بر ادبیات عربی دوره جاهلیت

نوشته: توردی بردی یوا برگردان: رضا مرادی غیاث آبادی دستنویس مقالهٔ مهم و روشنگرانهٔ زیر را استاد تُردی‌بانو بردی‌یوا در سال ۱۳۷۴ به من سپرد تا پس از برگردان به فارسی در ایران منتشر نمایم. من نیز آنرا در نخستین شماره «مجموعه‌ مقاله‌های پژوهش‌های ایرانی» (سال ۱۳۸۰، ص ۵۳ تا ۵۹) منتشر کردم. از آنجا […]

درباره واژه ایرانیا

ایرانیا نوعی تغییر در نام‌های خاص بر اساس قواعد و دستور فارسی باستان است. چنانکه می‌دانیم نام «ایران» در زبان فارسی باستان هخامنشی بکار نرفته است؛ اما اگر بکار رفته بود، به شکل «ایرانیا/ ایرانیَه» نیز نوشته و خوانده می‌شد. پسوند «یا/ – ای‌یا» در یک واژه فارسی باستان، ساختی صفتی و انتسابی است که ممکن است جانشین نامی خاص شود. این پسوند معمولاً به دنبال نام یک قوم/ تیره/ تبار می‌آید و سپس جانشین نام سرزمین متبوعه همان قوم می‌شود. […]

تلطیف آوایی یکسان دو واژه تیر و تشتر

در زبان فارسی معانی گوناگونی برای واژه «تیر» آمده است. تا آنجایی که موضوع این گفتار است، واژه «تیر» در زبان فارسی برای نامیدن سیاره عُطارِد، ستاره شباهنگ (شِعرای یَمانی)، ماه نخست تابستان، روز سیزدهم ماه، و نیز به معنای خدنگ، ناوک، آنچه با کمان انداخته می‌شود، و عموماً تندی و تیزی و شتابندگی بکار […]



web analytics