Skip to content

   آخرین نوشته‌ها:

یادداشت‌های پراکنده سال ۱۳۹۵

آدمکشی آریایی آغاز می‌شود: (۸ مرداد ۱۳۹۵) در روز جمعه یکم مردادماه امسال، یک جوان ایرانی-آلمانی به نام علی دیوید سنبلی در انظار عمومی شهر مونیخ آلمان و با کوله‌پشتی‌ای پر از فشنگ، دست به تیراندازی و کشتار عام می‌زند. طی این حمله مسلحانه ۹ نفر کشته و بیش از ۳۵ نفر مجروح شدند. گفته شده که مهاجم خود را نیز کشته است. به گزارش گاردین(+)، نیوزویک(+)، دیلی‌تلگراف(+) و دیگر منابع خبری، یواخیم هرمان وزیر داخلی ایالت بایرن آلمان، جمع‌بندی تحقیقات انجام شده را چنین اعلام می‌کند که «مهاجم مسلح ایرانی-آلمانی یک افراط‌گرای اسلام‌گرا نبوده، بلکه یک افراط‌گرای نژادپرست آریاگرا و ستایشگر هیتلر بوده است. او به آریایی بودن خود افتخار می‌کرده و ایران را زادگاه آریایی‌های اصیل و هم‌نژاد با آلمانی‌ها می‌دانسته است. او خود را از عرب‌ها و ترک‌ها برتر می‌دانسته و از آنان نفرت داشته است».

انگیزه‌های نژادپرستانه این واقعه هولناک که آدمکشی آریایی را پس از گذشت هفتاد سال از عصر هیتلر مجدداً احیاء کرده و خبر مهم رسانه‌های سراسر جهان شده، با سکوت و بی‌تفاوتی حیرت‌انگیز اغلب ایرانیان و رسانه‌های فارسی‌زبان روبرو شده است. همان‌هایی که طی سالیان اخیر نشان داده‌اند آمادگی بی‌نظیری برای تعرض به عالم و آدم دارند و به کوچکترین بهانه‌ای گنجینه بی‌همتای لسانی خویش را نثار دیگران کنند، اکنون سر در برف فرو برده‌اند. این سکوت و بی‌اعتنایی مفهوم تأمل‌برانگیز و نگران‌کننده‌ای دارد.

قتل‌عام مونیخ بار دیگر بر هشدارهای سالیان اخیر نگارنده و نگرانی از باب ترویج و تبلیغ آریاگرایی و کورش‌پرستی، بخصوص از نوع دولتی(+) آن که با توقیف و سانسور کتاب‌های آگاهی‌بخش همچون کتاب «رنج‌های بشری»(+) همراه بوده، صحه می‌گذارد. نگارنده ضمن همدردی با قربانیان و بازماندگان حادثه، برای آن جوان ساده‌دل و بازی‌خورده نیز متأسف است که خود قربانی القائات نژادپرستانه و پان‌ایرانیستی بوده است. در این واقعه، همه کسانی که همزیستی بشری و شرف انسانی را به پای ناسیونالیسم و ملی‌گرایی و افتراق بشری می‌ریزند و بر طبل خونین نژاد آریایی(+) و حزب‌الآریایی می‌کوبند و تاریخ و زبان و ادبیات و میراث باستانی را دستمایه‌ای برای نزاع و نفرت‌پراکنی میان مردم می‌کنند، مقصر و مستحق محاکمه و مجازات هستند. آدمکشی آریایی مونیخ هشداری است برای والدین و خانواده‌های مسئولیت‌شناس که بیش از این مراقب فرزندان خود باشند تا در تله مهلک مبلغان ناسیونالیسم و نژادپرستی گرفتار نشوند. […]

یادداشت‌های پراکنده سال ۱۳۹۴

ساعت صفر یا نیمه‌شب امشب سال جدید آغاز می‌شود و نوروز از راه می‌رسد. عید نوروزی که سفره هفت‌سین و دیگر آداب و رسوم آن از نوآوری‌های حرمسرای قاجار و بخصوص «انیس‌الدوله» است. جشنی که عموم سنت‌های نیکوی آن از بین رفته و فقط یک اسم خشک و خالی به علاوه سه چیز دیگر از آن برجای مانده است: خرید، مهمانی، و انحطاط عمومی کشور. اقلیت نوکیسه و مصرف‌زده به دنبال خریدهای حریصانه و سیری‌ناپذیر و تدارک تعطیلی و تفریح هستند. مردم شریف و دردمند و غارت‌زده نیز در تکاپوی گرفتاری‌ها و رفع و رجوع مشکلات و معضلات بلای بزرگی به نام عید نوروز هستند. بلایی که عملاً دو ماه از سال را به گرداب خود فرو می‌کشد و می‌بلعد. اختلاف و شکاف طبقاتی در جامعه به اندازه‌ای شدت گرفته که حتی از اختلاف طبقاتی عصر ساسانی نیز پیشی گرفته است. تجارب تاریخی نشان می‌دهند که این اندازه تبعیض و بی‌عدالتی در یک جامعه مدت زیادی دوام نمی‌آورد و به مرز عصیان و فروپاشی خواهد رسید. رویکرد مصرانه و مذبوحانه رسانه‌های گروهی و بخصوص تلویزیون برای تحمیق توده‌ها و ترویج لودگی و کاستن از سطح ادراک عمومی به نتیجه دلخواه نخواهد رسید، چنانکه تلاش مشابه تلویزیون شاهنشاهی نیز به چنین نتیجه‌ای نرسید. من در این روزهای آخر سال و در گوشه تنگی و تنهایی و نگرانی خویش مشغول بررسی و تألیف بخش دیگری از گفتارهای انسان‌گرایی به نام «بیانیه تاریخ‌نگاری انسان‌گرا» بودم. باشد تا نسل‌های آینده از روزگار خود رضایت بیشتری داشته باشند. اگر نسل حاضر بگذارد که چیزی برای آیندگان باقی بماند. […]

بیانیه تاریخ‌نگاری انسان‌گرا

«تاریخ‌نگاری انسان‌گرا» یا «باستان‌شناسی انسان‌گرا» روش و رویکردی در مطالعات تاریخی و علوم باستان‌پژوهی است که مفاد زیر را بخشی از مسئولیت‌های حرفه‌ای و اخلاقی خویش می‌داند: تاریخ‌نگاری انسان‌گرا کاربرد مطالعات تاریخی را نه برای تفاخر و رقابت میان جوامع بشری یا مشروعیت‌بخشی‌های سیاسی، که برای آگاهی از قوانین و فلسفه تاریخ، و برای کسب تجارب آزمایش شده تاریخی به منظور ساختن حال و آینده بهتر و توسعه روابط انسانی می‌داند. تاریخ‌نگاری انسان‌گرا می‌داند که بی‌اعتنایی به رنج کشیدن بخشی از انسان‌ها به رنج کشیدن همه انسان‌ها منجر خواهد شد. تاریخ‌نگاری انسان‌گرا به سکوت و بی‌اعتنایی تاریخ‌نویسی رسمی در قبال فرودستان و طردشدگان توجه دارد و برای «صدای مسکوت» و «تفاوت‌های فرهنگی» بیش از صدای غالب و تشابه‌های فرهنگی اهمیت قائل است. تاریخ‌نگاری انسان‌گرا شواهد و اسناد تاریخی موجود از رنج‌های بشری و ظلم به انسان‌ها را به تمامی و با صراحت و روشنی بیان می‌کند و آنها را به هیچ دلیل و به نفع هیچکس انکار نمی‌کند و یا نادیده نمی‌گیرد. […]

مباحث بنیادین در باستان‌شناسی تقلب و سلطه‌گری

تاریخ و باستان‌شناسی چگونه در خدمت سیاست و سرمایه‌داری و سلطه‌گری قرار می‌گیرند؟ باستان‌شناسی سیاسی و سرمایه‌داری چگونه با بهره‌کشی از جوامع تحت سلطه آنانرا تبدیل به نیروهای مولد ثروت می‌کند؟ تاریخ و باستان‌شناسی چرا و چگونه به ابزارهای مهم سلطه بر جوامع بشری تبدیل شده‌اند و چگونه می‌توانند منافع قدرت‌های استعماری را تأمین کنند؟ باستان‌شناسی و سیاست چگونه در تعامل با یکدیگر هستند و مطالعات پسااستعماری و انسان‌گرایانه چگونه به درک این روابط یاری می‌رسانند؟ […]

انسان‌گرایی چیست و انسان‌گرایان چه می‌گویند؟

در ایران و دیگر کشورهای خاورمیانه که مردمانش بنا به رویه و سنت تاریخی عادت دارند که با میل و رغبت تحت سلطه و انقیاد یک قدرت غالب قرار گیرند که بجای او فکر کند و بجای او تصمیم بگیرد، نام و مفهوم «انسان‌گرایی» چندان شناخته‌شده و متداول نیست.

در چنین جوامعی، وابستگی به قدرت‌های نظامی یا سیاسی می‌تواند موجبات دسترسی بیشتر به منافع شخصی و تصاحب «اموال و فرصت‌ها» شود. در حالیکه عکس این رویه می‌تواند شهروند مستقل و آزادمنش و اخلاق‌گرا را از تمامی حقوق اجتماعی و انسانی خود و حتی از هستی خود ساقط کند. علاوه بر این، وابستگی به قدرت‌های ایدئولوژیکی کاذب نیز می‌تواند علاوه بر منافع پیشین، شخص را به «آرامش ناشی از فکر نکردن و مسئولیت نداشتن» برساند. می‌تواند او را از زحمت اندیشیدن و توجه به رنج‌های بشری آسوده خاطر سازد تا با پیوستن به جمع اکثریت غالب اما بی‌اطلاع، تمامی مسئولیت اعمال و رفتار خویش را به گردن کسانی اندازد که با دستورات ایدئولوژیکی خویش در تمامی کلیات و جزئیات زندگی شخصی و اجتماعی مردم اعمال نظر می‌کنند. دستوراتی که تبعیت از آنها موجب دسترسی بیشتر به منافع و امتیازها، و مخالفت با آنها و حتی تردید در آنها باز هم موجب اسقاط انسان‌ها از هستی خود می‌شود.

با اینکه اصطلاح «انسان‌گرایی» عموماً به عنوان معادلی برای «اومانیسم» (Humanism) بکار می‌رود، اما الزاماً با آن مطابقت و همپوشانی کامل ندارد. چرا که اومانیسم در طول سده‌های اخیر دارای معانی و مفاهیم متعدد و گاه متناقضی بوده و در برخی موارد تبدیل به ضد خود یعنی انسان‌ستیزی شده است. از همین رو است که عده‌ای از محققان از اصطلاحات تازه‌ای به نام‌های «انسان‌گرایی ضد اومانیستی» یا «اومانیسم انسان‌ستیز» یاد کرده‌اند.

انسان‌گرایی نه یک مکتب سیاسی یا مذهبی، که یک مکتب و نظام فکری برای چگونه اندیشیدن و عمل کردن است. این نظام فکری به کوتاه‌ترین و ساده‌ترین شکل ممکن عبارت است از اینکه: «حل مشکلات بشر در گرو علم، عقل و تجربه بشری است». انسان‌گرایان تلاش می‌کنند برای: اتکای به دانش تجربی و مشاهدات قابل اندازه‌گیری، بهره‌گیری از عقل و استدلال، توجه به تجربه و تاریخ بشری، استناد به واقعیات محض و قوانین علمی جهان ملموس، به رسمیت شناخته شدن آزادی و اختیار بشری، تفکر آزاد و غیرتحمیلی، تحقیق آزاد و حق پرسشگری و شک‌ورزی، تکثرگرایی و بها دادن به اختلاف‌نظرها، تحمل دگراندیشان و توجه به نظرات و آرای آنان، حق دسترسی برابر به تریبون‌ها و رسانه‌های عمومی، برابری و صلح و همزیستی میان انسان‌ها و رفع هرگونه تبعیض و برتری‌طلبی و نژادپرستی، روشنگری در قبال تحمیق و تحریک توده‌ها و بهره‌کشی از آنان. […]

دماگوژی و روش‌های آن

دماگوژی (Demagogue) که در زبان فارسی با معادل‌هایی همچون «عوام‌فریبی» یا «مردم‌فریبی» بکار می‌رود، معنا و مفهوم عمومی و مطلق فریفتن عوام یا دروغ‌پردازی را ندارد، بلکه اصطلاحی است که بر یک مشرب سیاسی و سلطه‌گری و تبلیغاتی خاص که آنرا «دماگوژیسم» می‌نامند، دلالت می‌کند.

پیروان دماگوژیسم یا «مک‌کارتیسم» (برگرفته از نام سناتور جوزف مک‌کارتی، دماگوگ مشهور آمریکایی در دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰) بر این باورند که اکثریت مردم را توده‌هایی ناآگاه و فاقد قوه تشخیص و ادارک تشکیل می‌دهند که از لحاظ فرهنگی در سطح پایینی هستند و به راحتی می‌توان آنان را بدون نیاز به استدلال و اقامه دلیل، و صرفاً با اتکای به القائات رسانه‌ها و دستگاه‌های تبلیغاتی متنوع داخلی و خارجی، با شیوه‌هایی بسیار ساده و احساسی فریب داد و در راهی دلخواه با خود همراه کرد.

کاربرد دماگوژی بطور خلاصه عبارت است از: «بهره‌گیری از حماقت در ترویج تجارت و شیوع خشونت». کشورهای همسایه‌ای که زرادخانه‌های آنها آکنده از تسلیحات خریداری شده از قدرت‌های استعماری شده، لازم است تا در فاصله‌های معین و چرخه‌های مکرر تخریب و بازسازی، به بهانه‌های موهومی بجان یکدیگر بیفتند و جنگ افزارهای خریداری شده را به مصرف برسانند. کارخانه‌ها و بنیان‌های صنعتی یکدیگر را نابود کنند، و آنگاه به پرداخت هزینه هنگفت بازسازی و خرید مجدد و مکرر سلاح و تأسیسات زیربنایی از کشورهای استعماری روی بیاورند. کشورهایی که درآمد آنها از فروش تسلیحات و رونق اقتصادی حاصل از آن، بسیار بیشتر از درآمد کشورهای خاورمیانه از فروش نفت است. […]

The Sun in Tetrapylons

A Report on Discovering the Relationship between Tetrapylons, Time and Variation in the Declination of the Sun

The Sun in TetrapylonsReza Moradi Ghiasabadi is a well-known Iranian researcher with a novel insight into History and Archaeology. After becoming familiar with his works, I asked him to let me translate the report of one of his research projects explaining his theory on the functionality of the Persian tetrapylons as solar structures. This theory has been confirmed by some experts and many evidences, validating it, have been found. The first part of this book is the translation from the last Persian edition of the book The Persian Tetrapylons published in 2010. The second part of this book is published herein for the first time except Chapter 13, Heidentor Tetrapylon, which has been published as a paper in Journal of Persia Digest (2012).

Ghiasabadi begins The Persian Tetrapylons with an old poem: “That building on the hillside is a place for time and time measurement.” This poem is from Shahnameh, authored by Ferdowsi, who is the greatest Persian epic poet in the tenth century AD. Ferdowsi narrates the ancient historical-storied events of Iranian people in Shahnameh. Ferdowsi quotes the mentioned poem from Zal, who is a Persian mythological character whose functions relate to the time and Zurvan. In fact, Ghiasabadi starts his book with a thousand-year-old poem which describes a building on a hillside with calendrical functionality, so this poem can be an allegory of a tetrapylon. […]

دوره آموزشی اخترباستان‌شناسی و انسان در ایران

دوره آموزشی اخترباستان‌شناسی و انسان در ایران که به نفع تداوم و توسعه فرهنگنامه ایران برگزار می‌شود، شامل دو کلاس زیر است که طی هشت جلسه فشرده بصورت تدریس خصوصی ارائه می‌گردد:

اخترباستان‌شناسی و بناهای خورشیدی: معماری کیهانی و جهت‌گیری‌های خورشیدی در بناهای باستانی و ساختارهای چلیپایی و چهارطاقی، تجسم زمینی هندسه آسمانی، نظام‌های تقویمی و زمان‌سنجی، علوم کهن کیهانی، اسطوره‌ها و آیین‌ها و جشن‌های گیتایی، آثار هنری و نقش و نگارهای نجومی باستانی، تأثیرات نجومی و باورهای کیهانی در فرهنگ مردم و متون ادبی و کتیبه‌ها و سنگ‌نگاره‌های کهن و خط‌های آغازین.

انسان در ایران: سرگذشت انسان و پیدایش تمدن در ایران، باستان‌شناسی شاهنامه، درآمدی بر شکل‌گیری مناسبات مدنی جوامع باستان، پیدایش و دوام سلطه‌گری و بهره‌کشی از انسان، باستان‌شناسی و بشردوستی، باستان‌شناسی تقلب، رنج‌های بشری، نگاهی به گذشته و چشم‌اندازی به آینده ایران. […]

درباره فرهنگنامه ایران و حمایت از تداوم و توسعه آن

«فرهنگنامه ایران» نخستین دائره‌المعارف یا دانشنامه فارسی با موضوع «ایران» است. فرهنگنامه ایران به هر پدیده‌ای می‌پردازد که با فرهنگ و تمدن ایران و پیرامون آن از کهن‌ترین روزگاران تا اواخر عصر قاجار در پیوند است. همه مردمان این سرزمین‌ها برای ساختن و پروراندن فرهنگ و تمدن کهن و غنی آن کوشیده‌اند و به پایش رنج‌ها برده‌اند. این فرهنگ و تمدن و کوشش‌ها و رنج‌ها، برگ‌های فرهنگنامه ایران خواهند بود. برگ‌هایی که گاه روایتگر زیبایی‌ها و شکوهمندی‌ها و گاه بازگوکننده دردها و آلام بشری است.

این کتاب گستره وسیعی از نام‌ها و مفاهیم را به شکل مختصر و گاه مفصل در بر می‌گیرد. از آن جمله است: دوره‌های باستان‌شناسی، سکونتگاه‌ها، آثار و بناهای باستانی، سنگ‌نگاره‌ها، خط‌ها و زبان‌ها، کتیبه‌ها و متون کهن، متون ادبی و علمی، شخصیت‌های تاریخی و اسطوره‌ای، نام‌های اوستا و شاهنامه، دانشوران، متفکران، هنرمندان، ادیبان و شاعران، جشن‌ها و گردهمایی‌های مردمی، مناسبت‌های تقویمی و باورهای کیهانی، هنرهای مردمی و صنایع دستی، موسیقی و خوشنویسی، اوزان و مقیاس‌ها، تاریخ‌نامه‌ها و جغرافی‌نامه‌ها، تاریخ‌نگاران و جغرافی‌نویسان، شرق‌شناسان و سفرنامه‌نویسان. […]

یادداشت‌های پراکنده سال ۱۳۹۳

«آیا ایران آینده‌ای خواهد داشت؟» مجموعه گفتارهایی است که ممکن است در ادامه کتاب‌های «مناسبات مدنی» و «رنج‌های بشری» و با نگرانی مجدد از سرنوشت نسل‌های آینده در دست انتشار قرار گیرد. در این گفتارها که همچون گذشته با واقعیت‌های تلخ و نه با رؤیاهای شیرین مواجه خواهیم بود، با استناد به داده‌های آماری و مشاهدات ملموس و انکارناپذیر جامعه شهری ایران (همچون اضمحلال مدنیت، استقرار سرمایه‌داری مصرف‌زده و ابتذال‌گرا، انحطاط اخلاق اجتماعی و فضیلت‌های انسانی، سقوط علم و صعود جهل و جعل، تخریب و تباهی و آلودگی محیط زیست و زندگانی، شیوع عصبیت و نژادپرستی و تحریک‌پذیری، سیطره غریزه توحش و غلبه خوی غارتگری و تجاوزطلبی)، نشان خواهیم داد که چنانچه روند فعلی از هم گسیختگی و فروپاشی جامعه ادامه پیدا کند، ایران «کشوری بدون آینده» خواهد بود. […]

اصالت‌های ماندگار: هنر مردم ایران

مجموعه کتاب‌های دوزبانه و مصور «اصالت‌های ماندگار- هنرمندان برجسته و آثار برگزیده هنر ایرانی» (Iranian Folk Art) ایده‌ای است برای شناختن هنرهای اصیل مردم ایران و شناساندن آن به هنردوستانی که هنر ناب را قدر می‌نهند و بر صدر می‌نشانند. با این امید و آرزو که چنین تلاش‌هایی موجب معرفی بیشتر هنرهای بومی و رو به فراموشی این سرزمین و رونق افزون‌تر فعالیت‌های خلاقانه هنرمندان و استادکاران ممتاز آن شود. […]

دانشنامه دانش‌آموز

«دانشنامه دانش‌آموز»، ایده‌ای است که در دست بررسی و تألیف و تدوین قرار دارد. این دانشنامه منبع و مرجعی علمی برای نوجوانان و دانش‌آموزان خواهد بود تا بتوانند پاسخ کنجکاوی‌ها و پرسش‌های خود از جهان هستی و محیط پیرامونی را در آن بیابند و از بینش و دانش‌های پایه و دانستنی‌های بنیادینی که برای رشد علمی و آگاهی اجتماعی بدان نیاز دارند، برخوردار شوند.

در جهان ارتباطات کنونی، تأثیر سازنده یک دانش‌آموز دانش‌پژوه امروزی که دانشمند دانا و انسان‌دوست فردا خواهد شد، به تمام مردم جامعه کوچک پیرامونی خود و نیز به جامعه بزرگ بشریت خواهد رسید. هیچ درد و رنجی در دنیای امروز نیست که به دیگران سرایت نکند و هیچ تلاش سازنده‌ای نیست که نفع آن به همه مردم جامعه و به همه جهانیان نرسد. […]

مشخصه‌ها و نشانه‌های جوامع دارای خوی غارتگری

منشأ بسیاری از ناملایمات رفتاری و ناهنجاری‌ها و معضلات اجتماعی در «خوی غارتگری» نهفته است. سابقه طولانی بسیاری از جوامع بشری در «تجاوز» و «غارت» موجب شده تا این تمایلات به رفتار جمعی و سرشت عمومی راه پیدا کند و تبدیل به خوی و خصلت آنان شود. در این میان، برخی از جوامع کوشیده‌اند تا این خوی نهفته و ویرانگر را با عزم جدی و مشارکت همگانی تا حد زیادی بهبود بخشند و به صفات انسانی باز گردند. اما برخی دیگر از جوامع هنوز موفق به اجرای چنین برنامه‌ای نشده‌اند. به این دلیل که یا نتوانسته‌اند و یا اصل وجود چنین معضلی را انکار کرده‌اند. بدیهی است که انکارکنندگان صورت مسئله، قادر به پیدا کردن راه‌حلی برای یک مسئله نخواهند بود. البته اطلاق عنوان «جامعه» یا «اجتماع» برای چنین مجموعه‌ای از آدم‌ها تا حد زیادی توأم با ارفاق است. چرا که اصولی‌ترین لازمه پیدایش یک جامعه ابتدایی بشری، نوعی بیمه اولیه است که می‌توان آنرا «گذشت موقت از منفعت شخصی و کوتاه‌مدت بخاطر منافع عمومی و بلندمدت» نامید. […]

نمایشگاه عکس دست‌ها و چشم‌ها

نمایشگاه عکس رضا مرادی غیاث‌آبادی با عنوان «دست‌ها و چشم‌ها» از روز شنبه ۲۴ خرداد تا پنجشنبه ۲۹ خرداد در نگارخانه کمال‌الدین بهزاد برگزار می‌شود. در این نمایشگاه سی تابلوی عکاسی بر اساس نگاتیوهای سیاه و سفید قطع بزرگ و یک تریلوژی رنگی با عنوان «روز موعود» یا «لحظه وداع» به نمایش گذاشته می‌شود. […]

دو سخنرانی در دانشکده هنر و معماری تهران و خانه ریاضیات اصفهان

در روزهای دوشنبه ۱۸ آذرماه و پنجشنبه ۲۱ آذرماه ۱۳۹۲ دو سخنرانی نگارنده در دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران و خانه ریاضیات اصفهان برگزار شد. موضوع سخنرانی در دانشکده هنر و معماری عبارت بود از «باستان‌شناسی و هنر: آنچه هنرمند معاصر به هنگام ایده گرفتن از آثار باستانی باید بداند». این برنامه با مشارکت دانشجویان رشته‌های هنری برگزار شد که به تبع فعالیت‌های حرفه‌ای و تحصیلی خود پرسش‌های متنوعی در این زمینه داشتند. […]

پیشنهاد ساخت و احیای معماری چهارطاقی و جهت‌گیری‌های خورشیدی

نگارنده به عنوان پژوهشگری که پس از سال‌ها سفر و پژوهش، سازه‌های خورشیدی ایران و جهت‌گیری‌های خورشیدی در چهارطاقی‌ها را برای نخستین بار کشف و شناسایی کرده و آنها را طی چندین کتاب و مقاله و همایش معرفی کرده، پیشنهاد می‌کند تا سنت کهن معماری چهارطاقی و جهت‌گیری‌های خورشیدی مجدداً احیاء گردد.

اینکار علاوه بر اینکه دارای جلوه‌های زیبای هنری و بصری و آموزشی است، احیای یک سنت علمی و هنری کهن و تولد دوباره یک گونه معماری اصیل و بومی نیز بشمار می‌رود. ترکیب خلاقانه‌ای از هنر و علم و آیین. معماری‌ای که مشخصه‌های ممتاز آن در یک بازه زمانی دو هزار ساله تأثیری عمیق و سازنده بر روی معماری شرق و غرب باستان و کشورهایی از آسیا تا اروپا نهاده است.

اکنون می‌توان این گونه معماری را با افتخار و به یاد پیشینیان اندیشمند و دانشور و به منظور تقدیم به نسل‌های امروز و فردا احیاء کرد. احیای بناهایی که جلوه تاریخ علم در جهان باستان و تجلی توانایی‌های ریاضی و محاسباتی، آگاهی‌های کیهانی و نجومی، و خلاقیت‌های هنری و زیبایی‌شناسانه معماری هستند.

علاوه بر اینها، محیط و محوطه یک چهارطاقی با چشم‌انداز باز و گسترده‌ای که بسوی افق و روشنایی بی‌پایان دارد، می‌تواند احساسی از عظمت و انگیزه ایجاد کند و جایگاهی برای تفکر و برای اندیشیدن به آرمان‌ها و آرزوهای بزرگ باشد. […]

شروع تازه!

بناهای بلند، ستون‌های استوار، درگاه‌های فراخ/ گنبد کیهان، آسمان پهناور، خورشید درخشان، ابرهای شتابان، زمین زاینده، زمان بی‌کرانه/ چشم‌انداز‌هایی به فلک، روزنه‌هایی به خورشید، دریچه‌هایی به چهارسوی هستی، به پیوندگاه‌های زرین گنبد آبی با سبزه‌زارهای بی‌انتها […]

دانلود کتاب باستان‌شناسی تقلب و رنج‌های بشری

کتاب «باستان‌شناسی تقلب و رنج‌های بشری» شامل گفتارهای تاریخ‌نگاری انسان‌گرا و پسااستعماری درباره باستان‌شناسی سیاسی و سلطه‌گری، آسیمیلاسیون و هژمونی فرهنگی، تقلب و پنهان‌کاری در تاریخ عصر باستان، تحریف منابع و تحریک توده‌ها، کشفیات تقلبی و آثار باستانی مجعول، کتیبه‌ها و متون نوساخته، شخصیت‌ها و نام‌های تخیلی، انسان‌ستیزی و شکنجه‌گری، نابودی تمدن‌های بشری، سرکوب جنبش‌های رهایی‌بخش، نژادپرستی، ناسیونالیسم، فاشیسم، آریاگرایی، باستان‌پرستی و کورش‌پرستی؛ آماده چاپ شده است. نسخه پی‌دی‌اف این کتاب از هم‌اکنون و پیش از چاپ در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌گیرد و توزیع و به اشتراک گذاشتن آن در محیط وب بدون هیچگونه تغییر در محتوای آن برای همگان آزاد و رایگان است. […]

باستان‌شناسی تقلب و موانع دستیابی به واقعیت‌های تاریخی

ایران در آتش جعل و تقلب می‌سوزد. این سوختن را اگر ما درک نکنیم و بدان توجه نکنیم، فرزندان ما و نسل‌های آینده آنرا درک خواهند کرد و رنجش را خواهند کشید.

تاریخ تقلبی نه تنها کمکی به آموختن از گذشته برای ساختن آینده بهتر نمی‌کند، که موجب گمراهی نسل‌های حال و آینده و تکرار اشتباهات و مصائب قبلی و چرخه مکرر «راه‌های رفته» می‌گردد.

عامل مهمی که در سده اخیر مطالعات تاریخی و باستانی را با مشکلات و معضلات عدیده‌ای مواجه کرده، وجود انبوهی از جعل‌ها، تحریف‌ها و تقلب‌ها است که تمامی متعلقات ایران و نواحی مجاور را از صدر تا ذیل در بر گرفته است: تحریف گزاره‌ها و داده‌های تاریخی، دستکاری در اسناد و منابع و متون ادبی و جغرافیایی، ترجمه عامدانه ناصحیح از کتیبه‌ها و متون کهن، تصرف در نام‌ها و هویت آثار باستانی، ساخت و تبلیغ اشیای شبه‌باستانی تقلبی، وضع مناسبت‌های تقویمی نوساخته و نوپدید، و بسیاری موارد گوناگون و مشابه دیگر که امکان دستیابی به واقعیت‌های مسلم و بلاتردید را بسیار مشکل کرده است. […]

مطالعات باستانی و دردهای انسان امروز

استفاده از مطالعات باستانی برای فخرفروشی و برتری‌طلبی، از ناگوارترین کاربردهای چنین مطالعاتی است. بخصوص در جوامعی که «احساس افتخار و برتری» ناگوارترین فجایع بشری را رقم زده است. پسندیده‌ترین نوع مطالعات تاریخی و باستانی آنست که بتواند دردی از دردهای انسان امروز را التیام بخشد.

نقد باورهای اجتماعی در مصاحبه با رادیو فرانسه

در سال ۱۳۸۸ بخش فارسی رادیو بین‌المللی فرانسه (RFI) برنامه‌ای به نام «نقد باورها» داشت که در شامگاه جمعه هر هفته به همت آقای فرزاد جوادی- تهیه‌کننده و برنامه‌ساز و مجری کوشای رادیو فرانسه- آماده و پخش می‌شد. منظور و مقصود کلی این برنامه، نقد و تحلیل و واکاوی برخی رفتارها و عادات نابهنجار جامعه ایران بود. بنده نیز این فرصت را داشتم تا به مدت پنج هفته مهمان این برنامه باشم و در باره نکاتی که مطرح می‌شد، در حد امکان و فرصت موجود گفتگو کنم و پاسخ دهم. نسخه ویرایش و کوتاه شده این پنج قسمت به ترتیب زیر در وب‌سایت رادیو فرانسه در دسترس است […]

تأثیر تنوع فرهنگی بر تحمل اجتماعی

امروزه عموم شهرهای بزرگ جهان تبدیل به موزه‌هایی از مردمانی با هویت‌ها و تنوع فرهنگی و زبانی و مذهبی گوناگون شده‌اند. این تنوع موجب از بین رفتن یکدستی و یک‌شکلی و خودبینی و برترانگاری جوامع بسته و رشد نیافته می‌شود و در نتیجه سطح تحمل‌پذیری افراد را بیشتر می‌کند. نبود جامعه مهاجر و تنوع فرهنگی حاصل از آن در ایران، یکی از موجبات پایین رفتن سطح تحمل در جامعه ما و بالارفتن روحیه کم‌تحملی و تحریک‌پذیری و پرخاشگری را فراهم کرده است.

روابط متقابل زبان‌های نیرومند و قدرت‌های مهاجم

قدرت کاربردی زبان‌ها و گسترش و ضریب نفوذ آنها در میان جوامع، و نیز محجور ماندن و رو به فراموشی رفتن برخی دیگر از زبان‌ها، الزاماً به دلیل توانایی‌ها یا ناتوانی‌های ذاتی آنها نیست، بلکه بیشتر به این دلیل است که تا چه اندازه زبان نیروهای سلطه‌گر بوده و به آنها وابستگی داشته است. زبان‌ها و فرهنگ‌های وابسته به قوای مهاجم، موجب تضعیف و نابودی زبان‌ها و فرهنگ‌های مردمان تحت سلطه می‌شود.

رنج‌های بشری 260: گرامیداشت تجاوزگران مانعی در راه صلح و همزیستی

در مجارستان روز هفتم ژانویه را روز آتیلا می‌نامند و جشن‌هایی برای بزرگداشت او می‌گیرند. در این جشن‌ها تعدادی از دانشمندان در خدمت سلطه‌گری و رسانه‌های حامی آنها به بیان افتخارات آتیلا در جهان‌گشایی و بنیان‌گذاری یک امپراطوری بزرگ می‌پردازند و به نیابت از جهانیان او را شخصیتی مردمی و جهانی می‌نامند. مشابه اینگونه اعمال در بعضی کشورهای دیگر نیز دیده می‌شود: چنگیزخان در مغولستان، تیمور لنگ در ازبکستان و کورش کبیر در ایران. تا زمانی که کشورها به تجاوزگران خود می‌نازند و به مرزهای گسترده‌ای که محصول حمله و ویرانگری و قتل‌عام بوده است، افتخار می‌کنند، بشریت رنگ صلح و همزیستی و آرامش نخواهد دید.

هویت‌زدایی از انسان‌ها با تصفیه و تحریف نام‌های جغرافیایی در ایران

مواجهه و واکنش جوامع بشری با ظلم و ظالم به سه شکل است: یا با ظالم مقابله می‌کنند، یا ظالم را تحمل می‌کنند، و یا با ظالم شریک می‌شوند. رفتار جامعه ما در اکثر مواقع به شکل سوم است. یعنی همراهی و همدستی با ظالم برای ظلم بیشتر و کسب موقعیت‌ها و فرصت‌های بیشتر برای منافع افزون‌تر.

بررسی نقشه‌های جغرافیایی ایران در عصر قاجاری و مقایسه آنها با نقشه‌های جدیدتر، نشان از یک فاجعه بزرگ دارد: آسیمیلاسیون گسترده فرهنگی با نگاه نژادپرستانه و آریاگرایانه و حذف بسیاری از نام‌های ترکی، عربی، کردی، لری، بلوچی، گیلکی، تاتی و حتی در مواردی فارسی. این هویت‌زدایی و یکدست‌سازی فرهنگی که به دست اکثریت حاکم عصر رضاشاهی انجام شده، دارای چنان شمول گسترده و سراسری بوده که تقریباً می‌توان گفت چنانچه کسی به یکی از نقشه‌های ایران در عصر قاجاری نگاه کند، به اندازه‌ای با نام‌های غریب اما کهن و اصیل که قربانی نام‌های جدید و جعلی فارسی شده‌اند، روبرو می‌شود که تصور می‌کند در حال تماشای نقشه‌ای از یک سرزمین رمزآلود و ناشناخته و دوردست است.

نام‌های جغرافیایی برآیند و نشانه موجودیت یک هویت دیرین است. حذف و تصفیه نام‌های جغرافیایی معادل با حذف هویت و اصالت مردم و قطع ارتباط فرهنگی و تاریخی آنان با گذشته است. همچنین موجب درک نشدن و نافهما شدن متون ادبی و تاریخی گذشته نیز می‌گردد. عملی که می‌توان آنرا نسل‌کشی فرهنگی نامید و در صورت اصرار و نبود مخالفت، می‌تواند تبدیل به نسل‌کشی انسانی شود. […]

ما و نسل‌های آینده

نسل‌های آینده چه سرنوشتی خواهند داشت و در چگونه کشوری زندگی خواهند کرد؟ ما برای آنان چه کرده‌ایم؟ آنان در باره ما چه خواهند گفت؟



web analytics