Skip to content
 

ترویج باستان‌پرستی و جنگ‌افروزی در کتاب‌های درسی مدارس

ویرایش اول، فروردین ۱۳۹۹ – ویرایش دوم، دی ۱۳۹۹

پایه‌های قدرت فاشیسم بیش از هر چیز دیگر متکی و مبتنی بر هژمونی برآمده از پروپاگاندا است. دستکاری در تاریخ نیز به شکلی که مقتضی مقاصد امروز شود، یکی از مهمترین و مؤثرترین ابزارها برای جهت‌دهی ذهنی و بسیج افکار عمومی است. اینکه تعدادی از اشخاص و رسانه‌ها با اشاره هدایتگران و در فواصل معین سروصدا می‌کنند که دولت ایران با ایران باستان بر سر ستیز است و قصد حذف نام پادشاهان از کتاب‌های تاریخ و نابودی آثار باستانی را دارد، بخش شاخصی از همان پروپاگانداست که با اهدافی درازمدت برای مخاطب ساده‌دل و سطحی‌نگر بیان می‌شود. فعالیت‌های باستان‌گرایانه و ناسیونالیستی، مکملی برای وضع موجود است. دماگوگ‌ها و متخصصان دستکاری‌های اجتماعی بخوبی می‌دانند که وقتی جامعه‌ای در قبال تحریکات دریافتی، واکنش مقتضی بروز نمی‌دهد و در مقابل آنها مقاوم شده است، لازم است تا محرک‌های تازه‌ای را رونمایی کنند.

مقاومت‌های مردمی در برابر نظام‌های طبقاتی و ثروت‌های انباشته، بخشی از سیر طبیعی تاریخ است. مهمترین ابزار برای مقابله با جنبش‌های پیشرو و مترقی که در روند تکاملی تاریخ شکل می‌گیرند، تبلیغ و ترویج واپس‌گرایی و باستان‌پرستی است. بازگشتی ارتجاعی به هزار و پانصد یا دوهزار و پانصد سال پیش. افکار کهنه‌پرستی در جوامعی که امیدی به آینده ندارند و نگاهشان به گذشته است، شیوع و مقبولیت بیشتری دارد. آنان بجای توجه به پیشرفت و توسعه اجتماعی و انسانی، توجهشان به گذشته‌های دور و رجوع به چیزهایی است که هزاران سال پیش و در سیر تکامل جوامع بشری منقرض شده‌اند.

در چاپ جدید کتاب‌های درسی رسمی تاریخ و بخصوص کتاب تاریخ کلاس دهم، کتاب مطالعات اجتماعی کلاس‌های چهارم و هفتم، و کتاب فارسی کلاس پنجم، انبوهی از تحریفات تاریخی و مطالب شوونیستی و ستایشگری ایران باستان و توجیه جنگ‌افروزی‌های پادشاهان باستان همراه با تصویر و تبلیغ اشیای شبه‌باستانی تقلبی منتشر شده است. علاوه بر اینها، به کتاب فارسی کلاس پنجم، بیت جعلی و فاشیستی «چو ایران نباشد تن من مباد، بدین بوم و بر زنده یک تن مباد» افزوده شده که در زمان پهلوی به شاهنامه فردوسی الحاق شده‌ است (بنگرید به «تحریف شاهنامه فردوسی برای مقاصد ناسیونالیستی»). تبلیغ و ترویج ناسیونالیسم و فاشیسم مبتنی بر ستایش جهان‌گشایی و جهان‌گشایان و افتخار به مرزهای پهناور و جان‌نثاری به پای خاک پاک به منظور تکثیر نسلی صورت می‌گیرد که بتواند با رفتارهای غیرعقلانی و تهاجمی و احساسات تحریک شده، اسلحه در دست بگیرد و خود را قربانی اهداف استعماری جنگ‌افروزان و تجاوزگران و خشونت‌طلبان کند. که بتواند همنوع و همسایه خود را دشمن خود فرض کند و او را بکشد و این کشتار را «افتخار ملی» بداند. آنهم در خاورمیانه ملتهب از جنگ‌های متناوب و مکرر که به ترویج صلح و تربیت نسل پیرو همزیستی بشری نیاز دارد و نه به تبلیغ خشونت و تحریک توده‌ها برای جنگ‌های آتی و ویرانی‌ها و فجایع سهمگین ناشی از آن.

برای مثال در کتاب مطالعات اجتماعی کلاس هفتم (دیده شده دستکم در چاپ سال‌های ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۹) ضمن ستایش «وسعت قلمرو» که چیزی جز تجاوزگری و جنگ‌افروزی نیست، آمده است: «کوروش که پادشاهی خردمند بود، در زمان حکومت خود پیروزی‌های زیادی به دست آورد. او عراق و ترکیه امروزی را تصرف کرد و قلمرو ایران را از خلیج فارس تا دریای مدیترانه گسترش داد» (ص ۱۱۹). همچنین چنین عبارت هولناکی آمده است که: «خدمت در سپاه جاویدان داریوش هخامنشی، بزرگترین آرزوی جوانان پارسی بود» (ص ۱۲۸). تصور می‌کنید آینده بشریت چگونه خواهد بود اگر مغولان و تیموریان و مقدونیان و دیگران، در مدح متجاوزان و جنگ‌افروزان خود و آنهم در کتاب‌های درسی مدارس خود، امثال اینگونه تجاوزگری‌ها و وحشیگری‌ها را تقدیر و تمجید کنند و برای مثال بنویسند: «چنگیزخان مغول که پادشاهی خردمند بود، در زمان حکومت خود پیروزی‌های زیادی به دست آورد. او چین و کره و تاجیکستان و هندوستان و افغانستان و ایران و عراق و ترکیه و روسیه امروزی را تصرف کرد و قلمرو مغولستان را از چین تا اروپا گسترش داد و ایران امروزی هم جزئی از خاک امپراتوری مغول بود». فکر می‌کنید آینده جهان چگونه خواهد بود اگر دیگران نیز از ایرانیان یاد بگیرند و در کلاس‌های درس علوم اجتماعی مدارس خود، بجای آموزش روابط و مناسبات اجتماعی، تفاهم و همزیستی بشری، و راهکارهای توسعه فرهنگی و تعلیمات مدنی در جهان رو به پیشرفت امروز، درس قشون‌کشی و تجاوزگری و آرزوی خدمت در سپاه متجاوزان را به آن دانش‌آموزان و اطفال معصوم بیاموزند؟ و علاوه بر این، با مغزشویی‌های خطرناک به آنان تلقین کنند که می‌باید افتخار کنند که بتوانند برای گسترش مرزها و تصرف دیگر کشورها، در سپاه امثال چنگیزخان و تیمور و نرون و آتیلا خدمت بکنند و خود را به کشتن بدهند. براستی آینده بشریت چگونه خواهد بود اگر دیگران همفکر این قبیل ایرانیان باشند؟

محتوای آموزشی کتاب‌های درسی در سال‌های اخیر، مرا بیاد مقاله «آموزش و پرورش در ایران باستان» و ادعاهای بدون اسناد و شواهد تاریخی آن انداخت که به منظور القای دگردیسی‌های آموزشی-ایدئولوژیکی جدید در شماره ۷۲ مجله رشد آموزش تاریخ (متعلق به وزارت آموزش و پرورش) منتشر شده است. همچنین کتاب ایدئولوژیک «فرهنگنامه تاریخ ایران» از انتشارات طلایی را بیاد آورد که محصولی است از مؤلفانی که می‌توان آنانرا گونه‌ای از «باستان‌پرستان مذهبی» قلمداد کرد. کسانی که مثل همه عُمّال سلطه، خود را صاحب‌اختیار افکار عمومی می‌دانند و تعلقات ذهنی خود را به همه مردم تعمیم می‌دهند و به نیابت از مردم دست به ستایش شخصیت‌هایی می‌زنند که ترکیب یک‌کاسه آنان تاکنون در طبله هیچ جادوگری یافت نشده است: «ارادت و عشق مردم ایران به پندار نیک زرتشت، منشور اخلاقی و انسانی کوروش، خرد جاماسپ، شجاعت رستم، تدبیر سلمان فارسی، خاندان پیامبر اکرم و امام رضا، سیاست شاه‌عباس، شمشیر نادر، مبارزات مدرس، فقه آخوند خراسانی، قیام امام خمینی، و خون سرخ محمدحسین فهمیده». با تصویری در روی جلد کتاب که شخصیت‌های بالا را بطرز مضحکی در کنار هم نشانده‌اند. دستاویز کردن ترکیب ناهمگونی از عناصر بی‌ارتباط و معجونی از راست و دروغ که نتیجه‌ای جز گمراهی و سرگشتگی دانش‌آموز را در پی ندارد. کتابی در تمجید از شمشیرکشی‌ها و تجاوزگری‌های امثال کورش و شاپور و نادر. و نهایت بی‌آزرمی در یکسان دانستن و کنار هم نشاندن آنها با کودک مظلومی که جان خود را در جبهه‌های جنگ از دست داد. این کتاب مصداق بارزی است از آنچه در این گفتار و بسیاری گفتارهای دیگر هشدارش را داده‌ام.

در کتاب تاریخ کلاس دهم، بسیاری از مطالب و عکس‌ها و نقشه‌های کتاب‌هایم را بدون ذکر مأخذ منتشر کرده و آنها را برای مقاصد سوء خود مصادره به مطلوب ‌کرده‌اند. تجربه نشان داده که نازی‌ها و ناسیونالیست‌ها و دیگر ایدئولوژهای راست افراطی از هنر و خلاقیت بی‌بهره‌‌اند و از طریق مکیدن آثار فکری پدیدآورندگان مستقل اما بی‌پناه ارتزاق می‌کنند.

علاوه بر دیدگاه رسمی دولتی که اغلب بطور آشکار یا پنهانی از گرایشات باستان‌پرستی بالا حمایت می‌کنند و بدان دامن می‌زنند، عده‌ای با تلقی‌های خاص مذهبی نیز هستند که تحرکات بالا را «جریان انحرافی باستان‌گرایی» می‌خوانند و در صدد مقابله با آنان برمی‌آیند. اما باید دانست که تفاوت این عده با باستان‌پرستان، تفاوتی شکلی است و نه ماهوی. اغلب این گروه نیز برای حفظ منابع در خطر افتاده خود به دنبال تحریف تاریخ و القای نوع دیگری از سلطه‌گری و بهره‌کشی از انسان بر اساس خرافه‌‌های مذهبی غیرمعتبر هستند و فعالانی دارند که از لحاظ ترویج خشونت و افکار ارتجاعی رقیبی ندارند. آنان نیز به نوع دیگری دچار خودبرتربینی و نفرت‌پراکنی و نیز مصادره به مطلوب آثار و تألیفات محققان مستقل و آزاداندیش هستند و نژادپرستی و ناسیونالیسم را به شکل مذهبی و یهودستیزانه آن دنبال می‌کنند. چنانکه ملاحظه می‌شود، هر دو گروه به ظاهر متضاد و متخاصم، به‌رغم پوسته‌های ظاهری و نقاب‌های رنگارنگ متفاوت خود، وجه اشتراک زیادی با آریاگرایی و نازی‌های هیتلری دارند و هر دو گروه می‌خواهند انسان‌ها را به زیر پرچم غیرانسانی خود بکشند و از آنان به عنوان «جنگجوی مدافع آرمان‌ها» بهره‌کشی کنند.

می‌بینیم که جایگاه یک محقق مستقل در این محیط افراطی و اقتدارطلب به چه شکلی است. هر یک از این فرقه‌ها از بخش‌های از نظر خود مطلوب آثار محقق برای مقاصد خود سوءاستفاده می‌کنند و بخش‌های از نظر خود نامطلوبش را دستمایه‌ای برای تهاجم و تخریب او قرار می‌دهند. اینچنین است که محقق و مؤلف مستقل و غیروابسته از همه طرف طرد می‌شود و کار و خانواده و زندگی‌اش در معرض خطر قرار می‌گیرد و هشدارهای آینده‌نگرانه‌اش به باد بی‌توجهی و فراموشی سپرده می‌شود.

آموزش تاریخ در جهان امروز می‌بایست تلاشی باشد برای آشنایی با واقعیت‌ها و رویدادهای زشت و زیبای اعصار گذشته به منظور درک چشم‌اندازی کامل و صحیح از روند تکامل بشری و ساختن حال و آینده‌ای بهتر بر اساس تجارب تاریخی. رسیدن به این هدف، با بیان بلاملاحظه واقعیت‌های تاریخی «همانگونه که بوده‌اند و نه آنگونه که دوست داریم بوده باشند» ممکن می‌شود. علاوه بر این، آموزش تاریخ در دنیای امروز می‌بایست تلاشی باشد برای زدودن نفرت و رفع کدورت‌های تاریخی و همبستگی و همزیستی جوامع بشری و جبران اشتباهات گذشته و نشان دادن نقشی که هر یک از آنان در پایه‌ریزی تمدن و روابط انسانی داشته‌اند. اما آنچه در دستگاه‌های آموزشی رسمی ایران و نیز در انبوهی از کتاب‌ها و نشریات و رسانه‌ها و تریبون‌ها رخ می‌دهد، آموزش یک سلسله خودپرستی‌های شوونیستی و ادعاهای ضدتاریخی به منظور مقاصد و منافع روزمره و نفرت‌پراکنی میان مردم و جوامع بشری است. دستکاری‌هایی در تاریخ که موجب انحطاط آینده کشور و نزاع‌های قابل پیش‌بینی می‌شود. چنانکه شواهد پیدایش آن کم‌وبیش در اینسو و آنسو دیده و شنیده می‌شود. تجارب تاریخی یک قرن اخیر نشان می‌دهند که ناسیونالیسم در هر جایی از جهان که سر بر آورد، موجب نابودی انبوهی از شهرها و قتل‌عام میلیون‌ها انسان بیگناه شد.

با این همه، نقد اختصاصی و تفصیلی این کتاب‌های درسی را به چند دلیل لازم ندیدم. اول اینکه، اینگونه مطالب و خیلی بیشتر از اینها را به تفصیل و با ذکر انبوهی از منابع و مستندات در کتاب توقیف شده «باستان‌شناسی تقلب و رنج‌های بشری» پاسخ داده‌ام. همان کتابی که چراغی در تاریکی‌ها برافروخته و توقیف شدنش هم از افتخاراتش است. همچنین در باره باستان‌پرستی و کورش‌ستایی عده‌ای از مقامات و مسئولان (بخصوص در باره مناسبات دولت آقای احمدی‌نژاد با مسئولان موزه بریتانیا) به دفعات مطالبی نوشته و مصاحبه‌ها و مناظره‌ها کرده‌ام. تکرار آن نقدها برای افراد فهیم لزومی ندارد و برای افراد غیرفهیم تأثیری ندارد. دوم اینکه، اغلب دبیران دلسوز که می‌دانند اینگونه مطالب با اعمال نظر عده‌ای خاص و به منظور «تبدیل دانش‌آموز به جنگجو» به کتاب‌های درسی راه می‌یابند، نه آنها را درس می‌دهند و نه از آنها درس می‌پرسند و در صورت لزوم، به تدریسی توأم با روشنگری روی می‌آورند. سوم هم اینکه، اغلب دانش‌آموزان، درس‌های القائی مدرسه و از جمله درس تاریخ را جدی نمی‌گیرند و باور نمی‌کنند و اگر هم به ناچاری و برای کسب نمره بخوانند، هر چه زودتر آنها را از ذهنشان زدوده و به دور می‌افکنند.

عده‌ای نیز که به واقعیت‌ها و فریادها و هشدارهای دلسوزان بی‌اعتنا باشند و به اینگونه مغزشویی‌های خطرناک فرصت غلبه دهند و به زیر پرچم افتخارات موهوم عصر باستان بروند، قربانیان جنگ‌های آینده هستند. جنگ‌هایی در خاورمیانه ستم‌کشیده که قرار است پس از تحریک احساسات توده‌ها و جایگزینی رادیکالیسم ملت‌گرایانه بجای رادیکالیسم مذهب‌گرایانه شعله‌ور شوند و نوع جدیدی از سلطه‌گری و بهره‌کشی از انسان را رواج دهند. جنگ‌هایی که در صورت وقوع، باز هم سود هنگفت و دوجانبه ناشی از فروش تسلیحات و نابودی تأسیسات را نصیب کشورهای متحد استعماری می‌کند.

جنگ افروزی و فروش اسلحه به طرفین درگیر جنگپی‌نوشت: آنچه در تصویر دیده می‌شود، اذعان بنگاه خبری بریتانیا در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۹۹ مبنی بر فروش همزمان تسلیحات جنگی توسط بریتانیا به دو کشور جمهوری آذربایجان و ارمنستان در میانه جنگ تازه میان آنها است. اخیراً نیز در اخبار آمده بود که این دو کشور برخلاف مقررات بین‌المللی از بمب‌های خوشه‌ای استفاده کرده‌اند. اما کسی نپرسید و بازخواست نکرد که اصولاً این بمب‌های ویرانگر و تسلیحات کشتار جمعی را چه کشورهایی ساخته و به آنان فروخته‌اند. چنانکه در میان مدعیان جهانی حقوق بشر نیز کسی بطور جدی پیگیر نشد و اهمیت نداد که تسلیحات کشتار جمعی و بمب‌های شیمیایی و میکربی را چه کشورهای «متمدنی» به صدام حسین فروخته بودند؟

منابع آموزشی و عناصر هژمونیک

۵ خرداد ۱۳۹۵

آنتونیو گرامشی در کتاب «نوشته‌های زندان» (Letters from Prison) می‌نویسد: «ما تنها هنگامی می‌توانیم بر هژمونی فائق آییم که دانش و فرهنگ غالب محیط سلطه را به بوته نقد و سنجش بسپاریم و میزان خلوص علمی و ناخالصی‌های هژمونیک آنرا شناسایی کرده و جدا نماییم. این وظیفه روشنفکران است که نشان دهند چه میزان از عناصر اقتدارآمیز و غیرانسانی با ماهیت سلطه‌گرانه در علوم و منابع آموزشی وارد شده و پنهان شده‌اند».

هژمونی اصطلاح مشهور و ابداعی گرامشی است برای توصیف نوعی از سلطه‌گری که بیش از اتکای بر زور، به توجیه فرهنگی و ایدئولوژیک اقشار تحت سلطه و کسب میزانی از رأی و رضایت آنها متکی است.

همچنین بنگرید به:

نیاز سرمایه‌داری جهانی به جنگ و ویرانی در خاورمیانه
شورای روابط خارجی آمریکا و تلاش برای تقویت ناسیونالیسم در ایران



web analytics