Skip to content

   آخرین نوشته‌ها:

ظرف سنگی تقلبی در کاوش‌های باستان‌شناسی جاجرم و کاخ کورش در نزدیکی تخت‌جمشید

هیئت حفریات باستان‌شناسی که در محوطه چلو در پنجاه کیلومتری شمال شرقی جاجرم مشغول به کاوش هستند، با دعوت از خبرنگاران و رسانه‌ها، اطلاعات و عکس‌ها و اشیایی را در معرض دید آنان قرار داده‌اند. یکی از این اشیاء که عکس‌های متعدد آنرا خبرگزاری ایرنا و رسانه‌های متعدد دیگری منتشر کرده‌اند، ظرف سنگی منقوشی است که ادعا شده متعلق به هزاره دوم قبل از میلاد است. اما این ظرف قدمتی در حدود ۵۰ تا ۱۰۰ سال و نقوش عقرب و اژدهای حک شده بر بدنه آن قدمتی در حدود چند روز دارد. نقوشی که تقلیدی ناشیانه از نقش و نگار مارهای چنبره زده بر ظروف سنگی جیرفت و تمدن هلیل‌رود است. […]

امکان کشف اتفاقی و اصالت مهرهای شاهان هخامنشی

می‌دانیم که رضاشاه سفری به ترکیه رفته بود. چقدر احتمال دارد که امروزه کسی در حال قدم زدن در بیابان‌ها و ویرانه‌های ترکیه باشد و ناگهان قطعه سنگ کوچکی را روی زمین پیدا کند که بر روی آن مطالبی به خط و زبان فارسی نوشته شده باشد؟ و باز چقدر احتمال دارد که متوجه شود از حسن اتفاق و خوش شانسی، آن سنگ و نوشته روی آن مُهر رضاشاه است که آنرا افتاده بر روی زمین و درست در جلوی چشم و پایش «کشفش» کرده است؟ حالا اگر چند هزار سال از عصر رضاشاه گذشته باشد، امکان وقوع چنین احتمالی چقدر می‌شود؟ […]

شخصیت تقلبی جدید: یوتاب یا سردار زن هخامنشی و خواهر آریوبرزن

به تازگی ادعا می‌شود که در ایران عصر هخامنشی یک سردار زن شجاع وجود داشته که خواهر آریوبرزن بوده و چنین و چنان از خود شجاعت نشان داده است. عده دیگری نیز او را ملقب به «یوتاب شیرزن بختیاری» کرده‌اند! چنین شخصی وجود خارجی ندارد و در هیچیک از اسناد و مدارک تاریخی نامی از او نیامده است. یوتاب از آخرین ساخته‌های کارخانه جعل و تقلب کورش‌پرستان است.

رنج‌های بشری ۲۵۹: آزرمیدخت و شاه‌زنان ساسانی

پوراندخت و آزرمیدخت هر دو دختران خسرو پرویز ساسانی بودند که به شاهی رسیدند. اما سلطنت تشریفاتی و کوتاه‌مدت این دو زن که آلت دست صاحبان نفوذ و قدرت شده بودند، به این دلیل بوده که تمام مردان نسل شاهی در نزاع‌های درون دربار کشته شده بودند و خاندان شاهی «بی مرد» شده بود. این زنان خاندان شاهی بطور موقت و از روی ناچاری برای مدت کوتاهی به شاهی گمارده شده بودند تا برای معضل مهم و حیاتی «نبودن مرد» راه حلی پیدا شود. با اینکه در نهایت تصمیم بر آن می‌شود که نوه خسرو پرویز یعنی یزدگرد سوم به شاهی نشانده شود؛ اما سرنوشت تلخی برای آزرمیدخت رقم می‌خورد. رستم فرخزاد که بعدها یکی از فرماندهان سپاه ایران در جنگ با اعراب شد، به آزرمیدخت تجاوز می‌کند و سپس او را کور می‌کند و می‌کشد.

رنج‌های بشری 258: سنت زرتشتی نام نبردن و خطاب نکردن زن

نام نبردن از زن و خطاب نکردن او و استفاده از اصطلاحاتی دیگر بجای نام و هویت او، یک سنت و عادت بازمانده از دین زرتشتی عصر ساسانی است. در سراسر متن فقهی و حقوقی «مادیان هزار دادستان» و منابع مکتوب مشابه آن، هیچ زنی با نام خود خطاب نشده و زن همیشه عیال دائمی، همسر موقت، همسر استیجاری، دختر، خواهر، همشیره یا برده یک مرد بوده است. چنانکه در کتیبه‌های سلطنتی هخامنشی نیز از هیچ زنی یاد نشده است. این رویه نه از جهت حفظ حرمت و حجب و حیای زنان، بلکه به این دلیل بوده که زن در دین زرتشتی فاقد هویت و شخصیت حقوقی مستقل بوده و نیازی نبوده تا نام او بطور مستقل از مرد برده شود. زن همیشه و در هر حال و در هر سنی باید تحت سرپرستی یک مرد باشد و هویت او منحصراً در پیوند با یک مرد معنا می‌یافته است.

جام‌های تقلبی: پوزش بخاطر کتاب جام‌های نگارین ایران

نگارنده قصد دارد در این نوشتار بابت اطلاعات نادرستی که شانزده سال پیش در کتاب «جام‌های نگارین ایران» به خواننده داده است، پوزش بخواهد و آن اشتباه را جبران کند. هر چند این کتاب اکنون نایاب است و قصدی برای انتشار مجدد آن نیست، اما امیدوار است که کتابخانه‌ها و اشخاصی که این کتاب را در اختیار دارند، نسخه‌ای از این نوشته را ضمیمه آن کنند. […]

رنج‌های بشری ۲۵۷: انسان‌های در زنجیر

هزاران سال است که انسان را به زنجیر کشیده‌اند و به زیر یوغ و مهمیز در آورده‌اند. انسان دیروز را با زور و قوای تسلیحی، و انسان امروز را با فریب و قوای تبلیغی.

رنج‌های بشری ۲۵۶: واگذاری فرزند به بردگی در دین زرتشتی

در فقه زرتشتی امکان واگذاری فرزند به بردگی ممکن بوده و اختیار چنین تصمیمی با پدر بوده است. این بجز اجازه شرعی برای تولید برده از طریق اجاره دادن زن و فروش فرزندان او بوده است. […]

تفاوت تاریخی درازگوش و اسب

افکار عمومی برخلاف برخی ظاهرسازی‌ها، دوستدار و ستایش کننده و دلبسته هر نیروی قوی و قدرتمند است. نیروهای ضعیف حتی اگر مفید به حال انسان‌ها باشند، توجه و احترام آنان را برنمی‌انگیزانند. به همین دلیل است که نام درازگوش معادل با تحقیر و شناعت می‌شود و نام اسب معادل با تمجید و نجابت. […]

مهرداد ملکزاده و ماهنامه سرزمین من: جعل اصطلاح آریایی در درخت زبان‌ها

پیش از این با نمونه‌هایی از تحریف داده‌های تاریخی و باستان‌شناختی که به دست آقایان فریدون جنیدی، شروین وکیلی، هوشنگ طالع، و مهرداد ملکزاده انجام شده بود، آشنا شدیم. اکنون در صفحه ۵۲ از شماره چهل و هفتم ماهنامه سرزمین من (مرداد ۱۳۹۲) نوشته‌ای با عنوان «زبان آریایی چیست» از آقای مهرداد ملکزاده منتشر شده که نمونه دیگری از تاریخ‌سازی‌های رایج است. آقای ملکزاده در این شماره از مجله که به لطف یکی از دوستان دلسوز به دست نگارنده رسید، همچون چند نوشته دیگر خود، با نگاهی توهمی- ایدئولوژیکی دست بکار دستکاری در مفاهیم شناخته شده بین‌المللی برای مقاصد نژادپرستی آریاگرایانه و کورش‌پرستانه شده است. نگاهی توأم با بیان ادعاهای فاقد اسناد و شواهد تاریخی که نمونه دیگر آنرا در مقاله ذوقی «نوروز و گاهشماری مغانی- مادی» دیدیم. […]

جلوی پیشروی نژادپرستی آریاگرایانه و فاشیسم کورش‌پرستانه را بگیرید

ای زعما و بزرگان قوم! جلوی پیشروی نژادپرستی آریاگرایانه و فاشیسم خطرناک کورش‌پرستانه‌ای را بگیرید که بطرزی نگران کننده و با گفتارها و رفتارهای عده‌ای از صاحب‌منصبان دولتی و قضایی در جان جامعه ریشه می‌دواند و انواع دیگری از نژادپرستی و نفرت‌پراکنی میان مردم را با خود به همراه می‌آورد. جلوی تحرکات ضدبشری‌ای را بگیرید که در دولت دهم و با «مردم‌فریبی» انگلیسی منشور کورش قلابی آغاز شد و اکنون پس از «دولت‌فریبی» آمریکایی شیردال قلابی به بیان ادعاهای نژادپرستانه و کشورگشایانه و داعیه تجدید مرزهای ایران بزرگ با الگو گرفتن از کوروش بزرگ رسیده که به نام آقای علی معلم دامغانی در مقام ریاست فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران منتشر شده و شاید به تأسی از بیانات ناصحیح منتسب شده به ریاست بنیاد ایران‌شناسی (و بیانات ناصحیح بعدی معاونت اقوام دولت یازدهم) بوده باشد که کشورگشایی‌ها و تجاوزگری‌های کورش را «جهاد فرهنگی برای گسترش توحید» دانسته بودند. نگذارید آینده فرزندان این میهن ستم‌کشیده که هزاران سال بود با انواعی از رنج‌ها و شکنج‌ها دست و پنجه نرم می‌کرد، بار دیگر و با تحریکات نوین و سابقه‌دار استعماری، و در جهت منافع سرمایه‌داری سلطه‌جوی بین‌المللی، به کام نفرت‌پراکنان میان مردم و به میدانگاه خشونت‌ورزانی تبدیل شود که در جامه فرهنگ و تاریخ و باستان‌شناسی و مذهب و حتی در شکلی از اسلام‌گرایی در حال دگردیسی به باستان‌گرایی فرو شده‌اند. نگران آینده‌ای سخت تیره و تار هستم که با نادیده گرفتن همبستگی‌ها و پیوندهای فرهنگی مردمان و نیز با ممانعت از چاپ کتاب رنج‌های بشری تشدید می‌شود و روشنگری در قبال آنرا وظیفه‌ اجتماعی تمامی انسان‌های دوستدار صلح و همزیستی بشریت می‌دانم. نگذارید آنچه ناسیونالیست‌های ملی‌گرای خونریز در بالکان و قفقاز و آناتولی و بین‌النهرین و آسیای غربی به عمل آوردند، به ایران برسد و مردم مهرورز و زجرکشیده ما را با نسل‌کشی‌های تازه به کام خویش برد. نگذارید ای بزرگان قوم.

آفتابه رومی: سابقه آمریکا در «هدیه» اشیای تقلبی به افغانستان

ماجرای شیردال تقلبی و پیشکش کردن شغال‌های رنگ‌آمیزی شده، خاص ایران نبوده و درست چند روز پیش از این واقعه، دولتمردان افغانستان نیز دقیقاً به همین شیوه بازی داده شدند و چند «طاووس علیین شده» با شلوغ‌کاری و هوچی‌گری و عکس‌های یادگاری به آنان «هدیه» گردید. به گزارش «اداره مهاجرت و گمرکات ایالات متحده»، در تاریخ نهم سپتامبر ۲۰۱۳ (۱۸ شهریور ۱۳۹۲) یعنی درست ۱۸ روز قبل از بازی دادن ایرانیان، یک آفتابه رومی و چند شیء طلایی که به سده‌های پنجم قبل از میلاد و بعد از آن منتسب شده و همگی قلابی و «شیردالی» هستند، به افغانستان داده شد. […]

«رسوایی شیردال»

ماجرای شیردال که نگارنده بلافاصله پس از انتشار خبر آن توسط وزارت امور خارجه آمریکا از قلابی بودن آن خبر داد، اکنون به رسانه‌های بی‌شماری در ایران و جهان راه یافته و همگان از مجعول بودن آن مطلع شده‌اند. تنها کسانی که تاکنون به سکوت خود ادامه داده‌اند، مقامات و رسانه‌های مطرح آمریکایی هستند که در خفا ایرانیان را به ریشخند گرفته‌اند. در ابتدایی‌ترین آموزش‌های دفاع غیرنظامی یاد داده می‌شود که می‌باید در قبال «هدایا و عروسک‌ها و قاقالی‌لی‌هایی» که به دست کودکان می‌دهند، حساس و مراقب بود و آنها را فوراً قبول نکرد. چرا برخی از دولتمردان و روزنامه‌نگاران ما حتی در حد اندرزهای کودکانه نیز آموزش ندیده‌اند؟ این ماجرا می‌توانست با اعتراف مقامات ایرانی مبنی بر انجام عملی نسنجیده و پذیرفتن اشتباه و اغوای ناخواسته و با «صدور شناسنامه بی‌کفایتی» و نیز استعفای آقایان از کاری که صلاحیتش را ندارند، مختومه اعلام شود و شیء مجعول نیز به آمریکا عودت می‌گردید تا ضمن اعتراض به این رفتار زننده و توهین‌آمیز، از آنان تقاضای عذرخواهی رسمی به عمل می‌آمد. اما اکنون که برخی از مقامات بجای واکنش‌های شایسته و متکی بر درایت و کفایت، بطرزی ناشیانه و تأسف‌بار و برخلاف منافع میهنی به انواع توجیهات و عذرهای بدتر از گناه و گمراه کردن افکار عمومی روی آورده‌اند، و بجای دفاع از حقوق ایران به وکیل مدافع آمریکا و توجیه‌گر عمل اغفالگرانه او تبدیل شده‌اند، به وضعیت دیگری رسیده‌ایم که میل دارم نام آنرا بر زبان نیاورم. […]

چرا خبرنگاران بازی می‌خورند؟

می‌گویند خبرنگار چشم بیدار سیاست و جامعه است. می‌گویند خبرنگار می‌باید دارای چنان دقت و نکته‌سنجی و تیزنگری و هشیاری باشد که نتوان او را فریفت و گمراه کرد. چرا که فریب دادن خبرنگار به معنای فریب دادن کل جامعه است. اما چرا نسل امروز خبرنگاران و روزنامه‌نگاران ما بعضاً به سادگی بازی می‌خورند؟ چرا کمتر توجه دارند که بسیاری از اخبار حوزه باستان‌شناسی و میراث فرهنگی در ایران و جهان را سیاستمداران حیله‌گر، کارشناسان منفعت‌طلب، کورش‌پرستان، عتیقه‌فروشان و دلالان اشیای قلابی و آثار باستانی می‌سازند و در رسانه‌های وابسته به خود (که در ایران نیز کم نیستند) منتشر و شایع می‌کنند؟ چرا آنچه عده‌ای از خبرنگاران ما می‌نویسند با آنچه افکار عمومی ساده‌نگر و زودباور در وبلاگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی و سایت‌های بی‌مایه اشتراک لینک می‌نویسند، تفاوت چندانی ندارد و همگی حاکی از بازی‌خوردگی، نسنجیده‌نویسی، دستپاچگی، ذوق‌زدگی و سطحی‌نگری است؟ چرا بابت انتشار اطلاعات غلط و پیگیری نکردن صحت اخبار، از خوانندگان خود عذرخواهی نمی‌کنند و در رفع تقصیر و جبران گذشته نمی‌کوشند؟ […]

توصیه‌هایی برای علاقه‌مندان به باستان‌شناسی

هیچگاه با کلاس‌های کنکور همکاری نداشته‌ام. چرا که سازوکار کنکور و کلاس‌ها و کتاب‌های آنرا که هم شاگردان نگون‌بخت و هم آموزگاران ناچار را به کام خود کشیده است، دلالی دانش قلابی، بهره‌کشی از نسل جوان، و کسب‌وکاری ناسالم و ویرانگر می‌دانم. به همان ناسالمی خرید و فروش مواد مخدر و دلالی انسان. آن دلال‌هایی که جوانان آینده‌ساز جامعه و استادان فرهیخته را به چشم منبعی برای بهره بردن و طعمه‌هایی برای غارت کردن نگاه می‌کنند، نمی‌توانند نه به علم دلبستگی داشته باشند، نه به فرهنگ، نه به آینده جامعه، و نه حتی به انسانیت. همین دلال‌ها هستند که کارشان حتی با اعلام نتایج کنکور هم تمام نمی‌شود، بلکه پس از آن نیز طعمه‌های خود را تشویق می‌کنند تا به منظور نگارش مقاله برای مجلات داخلی و خارجی، و نیز پایان‌نامه تحصیلی به آنان رجوع کنند و سفارش کار بدهند. سفارش تولید علم قلابی و مدرک قلابی که می‌تواند همچون هر فساد دیگری، کشور و جامعه‌ای را به تباهی بکشد. این دلال‌ها الزاماً اشخاصی خارج از محیط دانشگاه‌ها نیستند. دانشگاه‌های ما با چنین رویه‌ای تبدیل به مراکز رسمی صدور مدارک تحصیلی قلابی و فارغ‌التحصیلان بیسواد شده‌اند.

اما با این حال هرساله و در فصل کنکور و انتخاب رشته، طرف مشورت عده‌ای از دوستان و نزدیکان قرار می‌گیرم. در این مواقع اگر کسی علاقه‌ای به رشته باستان‌شناسی و یا دیگر رشته‌های مرتبط با مطالعات باستانی داشته باشد، با توصیه‌هایی او را از اینکار برحذر می‌دارم. خلاصه این توصیه‌ها را در اینجا می‌نویسم، شاید کسی را بکار آمد […]

لزوم عذرخواهی دولتین از مردم بخاطر شیردال تقلبی

اکنون که ادعای نگارنده مبنی بر تقلبی بودن شیردال بر همگان معلوم شده و کسان دیگری و از جمله موزه ایران باستان به صراحت یا به تلویح و گاه با لفاظی‌های توجیه کننده و نالازم، به قلابی بودن آن اشاره کرده‌اند، به نظر می‌رسد لازم باشد تا هر دو دولت بخاطر این «تقلب تاریخی» و بخاطر اینکه قصد داشتند قدمت این شیء را به ۲۷۰۰ سال پیش برسانند (و در نتیجه کل دیگر اشیای قلابی این مجموعه نیز اصیل دانسته شوند) با صراحت و صمیمیت از مردم ایران عذرخواهی کنند. مقامات آمریکایی بخاطر عمل مزورانه خود و اینکه ایرانیان را اشخاص هالویی فرض کردند؛ و مقامات ایرانی بخاطر دستپاچه شدن‌های عجولانه و اعتمادهای بیجا و نادیده گرفتن پروتکل‌های اجرایی انتقال آثار. بسیار متأسفم که دستگاه علمی باستان‌شناسی کشور در چند دولت اخیر آلت دست اعمال و اهداف نامربوط سیاسی شده است. […]

آمریکایی‌ها گفتند که شیردال تقلبی نیست!

… عده‌ای معتقدند اکنون که روابط دو کشور در حال بهبود است، وقت آن نیست که قلابی بودن شیردال برملا شود. اما به گمانم، علاوه بر اینکه باید گفت تاریخ و باستان‌شناسی نمی‌باید در خدمت سیاست باشد؛ اضافه باید کرد که اتفاقاً همین حالا بهترین وقت برای بیان آن است. اینکه آنان ما را آگاه و فهیم و هشیار بدانند، بهتر از آنست که تصور کنند با آدم‌های هالویی طرف هستند. اینکه ما همچو میرزاآقاخان این خدعه را با سکوت و لبخند به روی خود نیاوریم و با ذوق‌مرگی و نادیده گرفتن پروتکل‌ها، آنرا «نشانه و نماد دیپلماسی فرهنگی» بدانیم، نوعی خودفریبی و خطر بزرگی در حل عادلانه مناسبات فیمابین و پیشگیری از اجحاف‌های آتی است. دادن شیردالی قلابی به ایران که قیفی را در ماتحت آن فرو کرده‌اند، نمی‌تواند پیام خوبی در بر داشته باشد.

شیردال مرجوعی آمریکا و بی‌خبری از اجرای پروتکل‌های انتقال آثار

از گفتگو با رادیو فرانسه: آنچه که در تصویرهای همراه خبر دیده می‌شود، اثری است منسوب به گنجینه تقلبی غار کلماکره در لرستان که در خارجه با نام «غار غربی» (Western Cave) شهرت دارد. این آثار که همگی از جنس نقره و بعضاً طلاکوب هستند، در اواخر دهه ۱۳۶۰ شمسی ساخته شده‌اند. […]

شیردال مرجوعی آمریکا قلابی است

امروز و همزمان با سفر رئیس جمهور ایران و هیئت همراه به نیویورک، وزارت امور خارجه آمریکا و دفتر نمایندگی آمریکا در سازمان ملل متحد اعلام کردند که آمریکا یک جام باستانی به شکل شیردال و متعلق به قرن هفتنم پیش از میلاد را به ایران بازگردانده است. ادعا شده که این اثر در سال ۲۰۰۳ میلادی از ایران به آمریکا قاچاق شده است. آنان همچنین نوشته‌اند که: «این شیء برترین نمونه شیردال از ایران باستان و هدیه مردم ایران به دنیاست و آمریکا از بازگرداندن آن به مردم ایران خرسند است». نگارنده با توجه به تصویر ارائه شده و بدون اینکه در این مورد کاری با مسائل و مناسبات سیاسی داشته باشد، اعلام می‌دارد که این یک شیء قلابی و فاقد قدمت و ارزش تاریخی است. در آینده در این باره بیشتر خواهم نوشت.

رنج‌های بشری ۲۵۵: وظیفه همگانی در قبال بهره‌کشی از توده‌ها

وظیفه اجتماعی و انسانی هر کس است که در حد توان و اطلاعات خود در قبال رنج‌های بشری و فریب و بهره‌کشی از توده‌ها و هرگونه عمل ضدبشری مقابله و مبارزه و روشنگری کند. سکوت و بی‌تفاوتی در حکم موافقت و یا رضایت ضمنی است. رضایتی که موجب تباهی جامعه، ظلم به بشریت و ظلم به نسل‌های آتی خواهد شد. بر همین اساس، نگارنده نیز وظیفه خود می‌داند تا در قبال گسترش سازماندهی‌شده جعل و جهل و تحریف تاریخ و فریب توده‌ها که برای مقاصد ناسیونالیستی و نژادپرستیِ آریاانگارنه و کورش‌پرستانه و برای توجیه سلطه هخامنشیان و زرتشتیان ساسانی انجام می‌شود و قصد بسط و استقرار سلطه استعماری نوینی را در سر دارد، در حد توان خود دست به روشنگری و مبارزه بزند. واقعیت‌های تاریخی را می‌باید بدون واهمه و بدون رعایت منافع این یا آن بیان کرد و آنها را به هیچ قیمتی و تحت هیچ شرایطی سانسور و لاپوشانی نکرد. پنهان کردن یا توجیه واقعیت‌های تاریخی موجب تجربه نیاموختن نسل‌های حال و آینده، و تکرار آنچه خواهد شد که در طول تاریخ موجبات تباهی و رنج و شکنج انسان را فراهم کرده است. […]

رفتار شائبه‌برانگیز و هیتلرگونه پان‌ایرانیست‌ها در خوزستان

از حدود اوایل قرن بیستم میلادی قدرت‌های استعماری موفق شدند تا با گسترش و تبلیغ ناسیونالیسم و ایجاد تفرقه‌های قومیتی، چندین جنگ و نزاع که برخی از آنها به نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت منجر شد، در ایران، خاورمیانه، هند و دیگر نواحی جهان به راه بیندازند. قتل‌عام ارمنیان و آشوریان نمونه‌های بارزی از این نسل‌کشی‌ها بود که توسط ناسیونالیسم ترک‌گرا انجام پذیرفت.

در ایران و همزمان با جنایات نژادپرستان آریاگرای نازی در اروپا، حزب پان‌ایرانیست رفتارهایی از خود نشان داد که شائبه نفرت‌پراکنی میان مردم و نسل‌کشی و تصفیه‌های قومیتی را به ذهن متبادر می‌کرد. هر چند که اتحاد و همبستگی و همدلی مردمان ایران فراتر از آن بود که بتوانند به انجام چنین مقصودی تحریک و متقاعدشان کنند و بتوانند با رفتارهای فاشیستی بذر عداوت و دشمنی را در میان این مردم متحد که آرمان‌ها و رنج‌های مشترک دارند، بگسترانند. روی دیگر این ماجرا، حمله ناسیونالیست‌های عرب‌گرا به زعامت صدام حسین به ایران بود که فاجعه دیگری را برای مردم دو کشور و منافع بیشمار سیاسی و اقتصادی را برای سلطه‌گران غربی رقم زد.

اکنون نیز بازماندگان آن طرزفکر نژادپرستانه (و یا کسانی که بی‌توجه به تفاوت ملی‌گرایی و میهن‌دوستی بطور ناخواسته به آن راه افتاده‌اند) با امثال چنین سخنانی دست به انکار هویت دیگران می‌زنند که «اعراب خوزستان عرب نیستند، بلکه فقط به زبان عربی سخن می‌گویند». همانطور که عده دیگری نیز بجای «ترک» و «زبان ترکی» از لفظ «آذری» و «زبان آذری» استفاده می‌کنند که معنا و مفهومی بکلی متفاوت دارند. در حقوق بین‌الملل امروز و در تعاریف نژادپرستی و تبعیض نژادی، به اینگونه سخنان و رویکردها «هویت‌زدایی» می‌گویند و آنرا مصداق «جنایت علیه بشریت» بشمار می‌آورند. […]

حوری‌های بهشتی در دین زرتشتی

اعتقاد به حوری‌های بهشتی یکی دیگر از سنت‌ها و آموزه‌های دین زرتشتی است. ویژگی‌ها و مشخصه‌های معادل با حوری‌های بهشتی به صراحت در هادخت نسک اوستا آمده است. آنجا که زرتشت از اهورامزدا می‌پرسد «روان درگذشتگان در کجا و چگونه آرام می‌گیرد؟» و اهورامزدا در پاسخ او و ضمن توصیفات و داستان‌های محرکی که قهرمان آن «دَئِنَا»ی متوفی است، به دختران زیبا و سفید و باکره و پانزده ساله اشاره می‌کند که در شب سوم قبر به نزد درگذشتگان می‌آیند: «دختری (یا کنیزی) زیبا، دوشیزه، نورانی، خوش‌سیما، بلندقامت، با پستان‌های برجسته و برآمده، با بازوان سپید، با اندامی نیکو و پانزده ساله. دختری که بدنش به زیبایی همه زیبارویان خلقت است» (هادُخت‌نَسک، فرگرد دوم). مفاهیم معادل با حوریان بهشتی و توصیف دختران زیبا و خوش‌اندام در جهان آخرت، علاوه بر هادخت‌نسک، در منابع دیگر اوستایی و پهلوی و از جمله در بند سی‌ام از فرگرد نوزدهم وندیداد و فرگرد چهارم ارداویراف‌نامه نیز آمده است […]

رنجنامه سهراب: جوانان قربانی نزاع و نژادپرستی

تدقیق در شاهنامه فردوسی نشان می‌دهد که جامعه ما از دیرباز از شیوع مهلک ناسیونالیسم، راسیسم و نژادپرستی رنج می‌برده است. نشان می‌دهد که جوانانی پاک و توانا، اما ساده‌دل و زودباور چگونه قربانی مطامع تمامیت‌خواهان و قدرت‌طلبان می‌شده‌اند. گسترش و تداوم مهارنشده و طولانی‌مدت نژادپرستی و برترانگاری موجب شده است تا افکار عمومی بنا به غریزه دیرین خویش، در هر سند و گزارش تاریخی یا داستانی، صرفاً به دنبال دستمایه‌هایی برای کسب غرور پوچ و بهانه‌هایی برای برترانگاری بگردند و در قبال رنج‌هایی که به نوع بشر و به فرزندان خویش وارد می‌آمده، بی‌توجه باشند و بدان اعتنایی نکنند. نمونه بارز چنین جوانانی سهراب است. محصول ازدواج یک‌شبه رستم با تهمینه در شبی که مهمان شاه سمنگان بوده است. رستم فرزند و مادر را برای همیشه به حال خویش رها می‌کند و به ایران باز می‌گردد. سهراب در جامعه سمنگان پرورش می‌یابد و رشید و دلاور و جوانمرد و بالنده می‌گردد. روح او و تربیت او از دروغ و کژی و نابکاری و فریبگری چنان به دور است که حتی به وهمش نیز نمی‌رسد که عده‌ای به او دروغ می‌گویند و او را برای مقاصدی دیگر می‌فریبند. […]

انتشار کتاب فرهنگنامه ایران

کتاب فرهنگنامه ایران در ۸۴۸ صفحه با ۵.۰۰۰ مدخل ایران‌شناسی و ۵۰۰ قطعه عکس اختصاصی منتشر شده است.

این کتاب آخرین و نهایی‌ترین کتاب رضا مرادی غیاث‌آبادی و در بردارنده ماحصل پژوهش‌ها و مطالعات اوست. آنچه از کتاب و مقاله و یا مصاحبه و سخنرانی که پیشتر از این مؤلف منتشر شده (و بسیاری از آنها با بازنگری و ویرایش جدید در این فرهنگنامه عرضه شده‌اند)، در صورتی معتبرند و نظر نهایی‌تر دانسته می‌شوند که در تعارض با محتویات و نظرات ارائه گردیده در این کتاب نباشند.

فرهنگنامه ایران به هر پدیده‌ای می‌پردازد که با فرهنگ و تمدن ایران و پیرامون آن از کهن‌ترین روزگاران تا اواسط عصر قاجار در پیوند است.

فرهنگنامه ایران گستره وسیعی از نام‌ها و مفاهیم را به شکل مختصر و گاه مفصل در بر می‌گیرد. از آن جمله است: دوره‌های باستان‌شناسی، سکونتگاه‌ها، آثار و بناهای باستانی، سنگ‌نگاره‌ها، خط‌ها و زبان‌ها، کتیبه‌ها و متون کهن، متون ادبی و علمی، شخصیت‌های تاریخی و اسطوره‌ای، نام‌های اوستا و شاهنامه، دانشوران، متفکران، هنرمندان، ادیبان و شاعران، جشن‌ها و گردهمایی‌های مردمی، مناسبت‌های تقویمی و باورهای کیهانی، هنرهای مردمی و صنایع دستی، موسیقی و خوشنویسی، اوزان و مقیاس‌ها، تاریخ‌نامه‌ها و جغرافی‌نامه‌ها، تاریخ‌نگاران و جغرافی‌نویسان، شرق‌شناسان و سفرنامه‌نویسان. […]

رنج‌های بشری ۲۵۴: قتل و طرد معلولان جسمی و ذهنی در وندیداد

یکی از دستورات و رویه‌های نازیسم آریاگرا عبارت بوده است از قتل‌عام و نسل‌کشی معلولان جسمانی و عقب‌افتاده‌های ذهنی، و یا دستکم طرد و حذف آنان از جامعه با این توجیه که این عده اشخاص پلید و ناپاک و مضری هستند که می‌توانند مانع رشد و ترقی و اعتلای «انسان برتر» و «نژاد برگزیده» شوند. نازی‌های ملی‌گرا تلاش کردند که خلوص خون و نژاد آریایی را بوسیله برنامه‌های اصلاح نژادی، شامل عقیم‌سازی اجباری بیماران روانی و معلولان ذهنی و اعدام بیماران روانی بستری شده در آسایشگاه‌ها در قالب بخشی از برنامه مرگ آسان، حفظ کنند. […]

صفحه اصلی و راهنمای مطالب موجود در باره چارتاقی‌ها

از سال ۱۳۷۲ و همزمان با آغاز پژوهش‌های اخترباستان‌شناختی در ایران توسط این نگارنده، نزدیک به سی چارتاقی در نواحی گوناگون ایران با هدف مطالعه تناسب احتمالی با تغیرات میل خورشید و کاربری تقویمی آنها بررسی شد. سپس در سال ۱۳۷۴، چارتاقی نیاسر به عنوان سالم‌ترین چارتاقی موجود در ایران برای تمرکز مطالعات میدانی انتخاب گردید. پس از آن، دامنه مطالعات و بررسی‌ها را به دیگر چارتاقی ایران، و سپس به چارتاقی‌های رومی گسترش دادیم.

در این مدت ضمن بررسی چشم‌انداز افق و اندازه‌گیری‌های لازم، کوشش شد تا راستاهای شاخص چارتاقی‌ها با تغییرات سالانه میل خورشید، مقایسه شوند. لازمه این برنامه، محاسبات نظری و مطالعات میدانی و سفرهای چندگانهٔ سالانه برای مشاهده و ثبت وضعیت پرتوهای خورشید بود. برنامه‌ای که دستیابی به نخستین نتایج قابل اتکای آن، هشت سال به درازا انجامید و هنوز نیز به پایان نرسیده است.

تاکنون، چگونگی ساخت بناها و قواعد سنجیده شده و بکار گرفته شده در آنها در پیوند با زمان و حرکات سالانه و تغییرات میل محور خورشید تا اندازه زیادی تشخیص داده شده است. از کاربری و توانایی چارتاقی‌ها به عنوان یک تقویم آفتابی و شاخص خورشیدی برای اندازه‌گیری زمان یا برای ثبت آیینی زمان در بنا آگاه شده‌ایم. اما همچنان نادانسته‌های زیادی از توانایی‌های‌های زمان‌سنجی چارتاقی وجود دارد، چرا که پاسخ به همه آنها به سالیان متمادی دیگری نیاز خواهد داشت. […]

پیوندهای دیرین زبان‌های فارسی، عربی و ترکی

زبان‌های فارسی، عربی و ترکی در تمام طول تاریخ حیات خود، هیچگاه زبان‌های خالص و مجزای از یکدیگر و بدون واژگان دخیل نبوده‌اند. هیچگاه ذخیره واژگان و نظام دستوری انحصاری نداشته‌اند و جزیره‌های مستقل زبانی را تشکیل نمی‌داده‌اند. این زبان‌ها و نیز دیگر زبان‌های متعدد مشرق‌زمین و آسیای میانه و غربی، همچون سُریانی، آرامی، کردی و سغدی، همواره بر یکدیگر تأثیر و تأثر متقابل و دادوستدهای فرهنگی داشته‌اند. دلیل این مناسبات و شباهت‌ها و پیوندهای عمیق و گسترده نیز روشن است: چرا که گویشوران این زبان‌ها هرگز در جزیره‌های دورافتاده و در نواحی مرزبندی شده و حصارکشی شده زندگی نمی‌کرده‌اند و خود را تافته جدابافته نمی‌دانسته‌اند. آنان بطور پیوسته و دائمی در حال تماس و مراوده و انواعی از مناسبات گسترده انسانی با یکدیگر بوده‌اند. این مناسبات دیرین و تعلقات و اشتراکات و وصلت‌ها و مهاجرت‌ها، شرایطی را به وجود آورده که نمی‌توان میان این مردم تفاوت عمیق هویتی قائل شد و یا نام هویتی خاصی را منحصراً به گروهی از آنان منتسب کرد. […]

رنج‌های بشری 253: قلم ستم‌پوش مورخان

هیچ مورخ و محققی نیست که در مقام بیان وقایع تاریخی، خود را منصف و بی‌طرف و واقع‌گرا نداند. اما تعداد مورخانی که واقعاً چنین باشند، کمتر از آنست که به تصور آید. در بسیاری از آثاری که در زمینه تاریخ، باستان‌شناسی، زبان‌های باستانی، و دیگر علوم باستانی نوشته می‌شوند، مؤلف به گونه‌ای ناشیانه و یا با شگردهایی حرفه‌ای می‌کوشد تا واقعیت‌های ناگوار را بگونه‌ای بازگو کند که آسیبی به وجهه شخصیت‌های محبوب «خودی» وارد نیاید. انگیزه این رفتار می‌تواند تعلق خاطر شخصی مورخ باشد و یا نگرانی و هراس او از تباه شدن منافع شخصی و یا قوای مهاجم و سرکوبگری در میان افکار عمومی جامعه ما که به سرعت یک چراغ روشن را محاصره می‌کنند. این طرز عمل مورخان و محققان را می‌توان به راحتی و فراوانی در بسیاری از کتاب‌ها و مقالات و حتی در متون درسی و دانشگاهی و منابع مرجع که در ذات خود مدعی و مبلغ رویه علمی و واقعگرایانه هستند، مشاهده کرد. در این آثار، حمله و تجاوز مهاجمان غیر خودی به خودی با عبارت‌های همچون: تهاجم، یورش، شبیخون، غارت، چپاول، چاپیدن، سوزاندن، به آتش کشیدن، به زیر سم ستوران انداختن، و امثال اینها بیان می‌شود. این در حالی است که در همین آثار، حمله مهاجمان خودی به غیرخودی‌ با عبارت‌های لطیف دیگری که حمایتی ضمنی را در نیز خود نهفته دارد، توصیف می‌شود: فتح، تسخیر، پیروزی، گشودن، گشایش، ورود به شهر، آزادسازی شهرها، رهایی مردم، استقبال عمومی و امثال اینگونه تعابیر جانبدارانه. گویی که تجاوزگری و جهان‌گشایی حق بدیهی و انحصاری و عمل نیکوی پادشاهان ایران و عمل مذموم پادشاهان دیگر بوده است. […]



web analytics