در فتوای بیستم از مجموعه فتاوی موبد آذرفرنبغ فرخزدان از او سؤال شده است که اگر دختر یا خواهر مردی به ازدواج با او رضایت و موافقت نداشته باشند، آیا مرد میتواند به زور آنان را زن خود کند؟ موبد پاسخ میدهد که مرد را نمیتوان وادار به ازدواج کرد ولی زن را میتوان به زور وادار کرد. بخصوص اگر خواهر یا دختر باشد که هم میتوان آنان را به زور به زنی گرفت و هم ثواب ازدواج با محارم را دارد. [...]
تازهها: ●
همه مردمان سرزمینهای پهناور پامیروایرانی برای ساختن و پروراندن فرهنگ و تمدن کهن و غنی آن کوشیدهاند و به پایش رنجها بردهاند. این فرهنگ و تمدن و کوششها و رنجها، برگهای «فرهنگنامه ایران/ دانشنامه پامیروایرانی» خواهند بود. برگهایی که گاه روایتگر زیباییها و شکوهمندیها و گاه بازگوکننده دردها و آلام بشری است. فرهنگنامه ایران شکل گسترده و توسعه یافته دو کتاب بزرگ و در دست چاپ «فرهنگنامه ایران باستان» و «فرهنگنامه عکس ایران» و برآیند تمامی مطالعات و پژوهشهای ایرانشناسی نگارنده در طی بیست سال گذشته است. در برنامه اجرایی این کتاب علاوه بر متن و عکس، صدا و فیلم نیز گنجانده شده است. فرهنگنامه ایران با حدود ۱۰٫۰۰۰ ماده و به دو شکل چاپی و دیجیتال به هر آن پدیدهای میپردازد که با فرهنگ و تمدن مردمان فلات ایران تا فلات پامیر (ایرانزمین) در پیوند است. فرهنگنامه ایران اثری مستقل و غیروابسته است و صرفاً با فروش نسخههای چاپی و دیجیتال آن و بدون قبول حمایت مالی از سوی هیچ شخص یا نهادی منتشر میشود. در نتیجه، واقعیتها یا مستندات تاریخی و باستانشناختی آن مطابق با میل کسی تغییر داده نخواهد شد و در آن تحریف به عمل نخواهد آمد. تمامی موادی که در این فرهنگنامه عرضه شدهاند (اعم از متن، عکس، طرح، صدا و جز آن) منحصراً برای همین اثر پدید آمدهاند. تمامی عکسهای کتاب از میان بایگانی بزرگ عکسهای نگارنده که در طول بیست سال گذشته و طی سفر به سراسر ایران گرفته شده، انتخاب گردیدهاند. نگارنده وظیفه خود میداند که یادآوری و تأکید کند که فرهنگنامه ایران نگاهی واقعگرایانه و منصفانه و به دور از خطمشیهای مکتبی و ناسیونالیستی به انسان و زندگی و کوششها و دستاوردها و رنجهای او دارد و بطور کلی از رویکردهای نژادگرایانه/ قومگرایانه و هرگونه برترانگاری و تمامیتخواهی (و به ویژه از انگارههای مبتنی بر اصطلاح و مفهوم ساختگی و استعماری «نژاد آریایی») بری و برکنار است. فرهنگنامه ایران دیدی یکسان به تمامی انسانها و زبانها و فرهنگها خواهد داشت و از آنجا که هیچ تفاوت و تمایز نژادی و فرهنگی در میان مردمان وجود ندارد، هیچ کس و هیچ چیز را برتر از دیگری نخواهد دانست و رجحان نخواهد داد. نگارنده ناخشنودی خود را از استنباطها و نتیجهگیریها و بهرهگیریهای مبتنی بر هرگونه انگاره برتریطلبانه عمیقاً ابراز میدارد و به اصرار و صراحت اعلام میکند که هیچ بخش از محتویات این کتاب نمیباید برای توجیه تبعیضها و برتریطلبیها و تمامیتخواهیها و آسیب به همبستگی میان مردم بکار رود.
آخرین نوشتارها:
رنجهای بشری ۱۲۶: وصیتنامه دروغین کوروش
یکی از دروغهای بیپایان کورشپرستان ساختن وصیتنامهای قلابی برای کورش است که حضرتش مثلاً در آن میفرماید: «فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی در خاک پاک ایران به خاک بسپارند تا اجزای بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد». فریبگری از زشتترین کارهایی است که کسی میتواند در قبال انسانها انجام دهد. آن هم در قبال احساسات پاک و بیشائبه جوانان دوستدار میهن و منحرف کردن تعلق خاطر انسانی و شرافتمندانه آنان به طرف منجلابهای پردروغ و سوءاستفاده و به بیراهه کشیدن و تباه کردن آرمانهای باشکوه آنان. کارهای زشتی که همگی زیر پرچم ایراندوستی انجام میشود.
دروغ جدید: درینکویو شهر زیرزمینی زرتشتیان در ترکیه
این روزها دروغ جدیدی به نقل از سایت انجمن جهانی زرتشتیان و رسانههای فریبگر دیگری بالا آمده که «درینکویو شهر زیرزمینی زرتشتیان شگفتانگیزترین کشف تاریخ آیین زرتشت مقصد توریستی جدید ترکیه» (جملهبندی را ببین!). راست و ناراست را با ترفندهایی که انصافاً در تخصص کورشپرستان آریانژاد و معدودی از زرتشتیان دروغگو و حقهباز است به هم بافتهاند و یک تصویر اهورامزدا را هم با مونتاژ مضحکی در وسط یک مجلس کاشیکاری چسباندهاند تا این افتخار درخشان ایران باستان و دین بهی زرتشتی را خوراک عدهای احمق کنند که بزنم به تخته کم هم نیستند. حیف که دنیا برای دروغ پول خرج نمیکند، اگر نه با درآمدش به اندازه غارتهای شازده کورش (ع) عایدات داشتند و میتوانستند مثل کورش و کمبوجیه در بانک اگیبی سرمایهگذاری کنند و برده خرید و فروش کنند. [...]
انتشار کتاب درفشهای اورارتویی آذربایجان
انتشارات نوید شیراز خبر از چاپ و نشر کتاب «درفشهای اورارتویی آذربایجان» داده است. این کتاب از صبح فردا در نمایشگاه کتاب تهران و پس از پایان نمایشگاه در کتابفروشیها عرضه خواهد شد. کتاب درفشهای اورارتویی آذربایجان شرح و توصیف مصور چندین پلاکهای مفرغین و منحصربفرد و مهمی است که در سال 1354 خورشیدی/ 1975 میلادی در آذربایجان کشف شدند و بعدها در حراجی ساتبی لندن به فروش رسیدند. تمامی نگارههای کتاب برای نخستین بار منتشر میشوند و به دست هنرمند توانا سرکار خانم طاهره افضلی و براساس عکسهایی که نگارنده در اختیار ایشان قرار داد، ترسیم شدهاند. [...]
رنجهای بشری ۱۲۵: سنگسار زنان در زمان کورش بزرگ
سنگسار زنان در زمان فرمانروایی کورش بزرگ بر بابل امری متداول بود و در مورد زنان زانیه اجرا میشد. در این مورد مردان از مجازات سنگسار معاف بودند، مگر آنکه به حرم و کنیزان شاه نظر داشتند.
رنجهای بشری ۱۲۴: ارثیه زنان در زمان کورش
توجه به مفاد کتیبههای گلی بدست آمده از زمان فرمانروایی کورش بزرگ بر بابل (و از جمله لوح شماره 277) نشان میدهد که زنان حقالارثی معادل نصف مردان داشتهاند و در موارد خاصی هیچگونه حقالارث به آنان تعلق نمیگرفته است. [...]
آقای ارفعی و ماجرای سطر ۳۶ منشور کورش
روشنگریهای نگارنده پیرامون آسیبهایی که کورشپرستان با دروغها و فریبگریهای خود به فرهنگ ایران زدهاند، موجب شده تا آنان ناتوانی از پاسخگویی و توجیه ابلهان را به شکل دیگری جبران کنند. با دست یازیدن به هتاکی و پروندهسازی و سرکوب که الحق و الانصاف در شأن شخصیت آنان است. آنان همچنین در کنار این کارها، نفسنفس زنان به دنبال موضوع کهنهای نیز دویدهاند که آقای عبدلمجید ارفعی در سال 1379 مدعی شده بود که سطر 36 منشور کورش را ایشان برای اولین بار در جهان ترجمه کردهاند. [...]
همشهری جوان و روشنگری پیرامون دروغهای کورشپرستان
شماره جدید هفتهنامه پرخواننده همشهری جوان که روز شنبه شانزدهم اردیبهشتماه منتشر میشود، به روشنگری پیرامون دروغها و حقهبازیهای کورشپرستان اختصاص دارد و بسیاری از مطالبی که این نگارنده در ماههای گذشته نوشت، در آن منتشر شده است. از همه آقایان و خانمها و روزنامهنگاران دوستدار میهن در همشهری جوان که بدون واهمه از چماقداران آریاانگار و کورشپرست به کوششی حرفهای و انسانی در قبال نسل آینده و در مقابله با عوامفریبی عمل کردند، صمیمانه سپاسگزارم. عکس روی جلد: [...]
کتابی در نمایشگاه امسال ندارم
به اطلاع میرسانم که هیچیک از کتابهای تازه نگارنده که به موجب قراردادهایی با ناشران مختلف قرار بود تا نمایشگاه کتاب امسال چاپ و منتشر شوند، منتشر نشدهاند و نگارنده هیچ کتاب تازه یا تجدید چاپ شدهای در نمایشگاه کتاب امسال ندارد. این اتفاق که تاکنون برایم بیسابقه بود، دلایل مختلفی دارد: تعلل و کوتاهی اداره ممیزی کتاب در وزارت فخیمه ارشاد اسلامی (یکی از کتابهایم سه سال است که بدون هیچ توضیح یا پاسخی در آنجا مانده است)، ورشکست شدن یک ناشر، اهمال ناشر دیگر، گرانی ناگهانی بهای کاغذ و چند دلیل دیگر. [...]
رنجهای بشری ۱۲۳
قلمرو نژاد پاک آریایی از تنور بریتانیا بود تا سفره ناسیونالیسم آلمان نازی و معدودی نژادپرستان ایرانی که آگاهانه یا از روی غفلت پای دمخوردههای آنان نشستهاند.
رنجهای بشری ۱۲۲: کورش و زرتشت در شاهنامه فردوسی
کورش و هخامنشیان همراه با زرتشت و زرتشتیانی که در سده اخیر خود را به زرتشت منسوب کردهاند، تنها بخشهای کوچکی از گستره بزرگ فرهنگ و تمدن ایرانی هستند و نه همه آن (آنطور که عدهای بدان دامن میزنند). بخشهایی که بیش از آنکه تأثیر سازنده بر فرهنگ و مدنیت ایران داشته باشند، تأثیر ویرانگرانه داشتهاند. مقدار توجه لازم به اینان به همان اندازهای لازم و کافی است که فردوسی در شاهنامه آنرا معین کرده است: چند بار اشاره گذرا و مبهم به نام زرتشت، بیتوجهی به دین زرتشتی و بیتوجهی و سکوت مطلق نسبت به کورش و دیگر هخامنشیان به استثنای شرح مبسوط غلبه اسکندر بر آنان. فردوسی به درستی نشان داده است که اهمیت و جایگاه این نامها در فرهنگ ایران در همین حد ناچیز است و نه بیش از آن.
رنجهای بشری ۱۲۱
آیا ممکن است که لشکرکشیها و جهانگشاییها بجای ویرانگری منجر به آبادانی شده باشند؟ آیا شاهدی تاریخی وجود دارد که نشان دهد سپاهیان عظیم کورش یا داریوش یا چنگیز یا آتیلا یا نرون، مشغول ساخت شهر و آبانبار و مدرسه و درمانگاه و لایروبی قنوات و شخمزدن زمین و دیگر کارهای عامالمنفعه شده باشند؟
رنجهای بشری ۱۲۰: کورش بزرگ و بنیانگذاری کشور ایران؟
یکی دیگر از فریبگریهای کورشپرستان و آسیبهایی که با پرچم ایراندوستی به ایران میزنند، این است که سعی میکنند کورش را بنیانگذار کشور ایران معرفی کنند. در حالیکه نه تنها در اسناد تاریخی چنین ادعایی نیامده، که حتی در زمان کورش و هخامنشیان چیزی به نام کشور «ایران» وجود خارجی نداشته است. اما اگر منظور کشوری است که بعدها ایران نامیده شد، در اینصورت باید گفت که قدمت این کشور و تمدن بسا بیش از زمان کورش است و چنین ادعایی موجب بیقدر کردن قدمت تاریخی یک تمدن کهنسال خواهد بود. کمترین آسیب چنین ادعایی این خواهد بود که مدعیانش نخواهند توانست از قدمت تمدن بیش از 2500 سال و دستاوردهای علمی و اجتماعی آن سخنی بگویند و یا از آن دفاع کنند. دوستی خاله خرسه که میگویند همین است.
رنجهای بشری ۱۱۹
کورش و هخامنشیان توانستند در مدت کوتاهی تمامی تمدنهای بشری از هند و سُغد و ماد تا به لیدی و بابل و حبشه و مصر را تصرف و نابود کنند. در این میان، یونان تنها تمدن/ شهرنشینی در منطقه بود که بهرغم هجوم هخامنشیان و غارت و سوزاندن آتن، توانست در آخرین لحظات و با شجاعت آخرین نفرات بر آنان پیروز شود و جان سالم به در برد. اگر چنین مقاومتی روی نداده بود، این آخرین بازمانده تمدن بشری نیز نابود شده بود و نسل بشر میبایست برای ادامه حیات به روی درختان بازگردد.
رنجهای بشری ۱۱۸: لئونیداس و آریوبرزن
پرده اول: خشیارشا در سال 480 قبل از میلاد به یونان حمله میکند. لئونیداس با معدودی سرباز شجاع و وطنپرست اسپارتی در یک گذرگاه تنگ کوهستانی در برابر سپاه خشیارشا مقاومت میکنند و همگی بر اثر خیانت یک نفر یونانی شکست میخورند و کشته میشوند. خشیارشا همراه با سپاهش از روی جسد آنان میگذرد و آکروپولیس آتن را غارت میکند و به آتش میکشد. [...]
رنجهای بشری ۱۱۷
به این نکته کمتر توجه میشود که هر دو اصطلاح «آریایی» و «خلیج عـر…» از ساختههای استعمار بریتانیا هستند. اولی توسط ماکس مولر و دومی توسط چارلز بلگریو.
رنجهای بشری ۱۱۶
از خوشاقبالی بشریت بود که هخامنشیان زرتشتی نبودند، که اگر بودند، خوی تجاوزگری نظامی هخامنشی با سرکوبگری دینی زرتشتی در هم میآمیخت و نسل بشر را به باد فنا میداد.
رنجهای بشری ۱۱۵: این منم کرتیر!
از کتیبه موبد کرتیر در نقشرستم (سازنده دین بهدینی در دوره ساسانی که در سده اخیر نام جدید «دین زرتشتی» بر آن نهاده شده است): «اهریمن و دیوان (منظور مخالفان) از من ضربتها و درد و رنج فراوان دیدند. آنگاه کیش اهریمن (منظور ادیان غیر زرتشتی) و دیوان از شهر رخت بر بست و بیرون برفت. یهودیان و بوداییان و برهمنان و نزاریان و مسیحیان و غسالیان و مانویان اندر شهر کشته شدند. بتهایشان (منظور خدایانشان) نابود گردید و دیوخانههایشان (منظور نیایشگاههایشان) بر آشفت و ویران گردید. شهر به شهر و جای به جای. معابدشان تبدیل به جایگاه ایزدان شد. آنگاه من بسا آتشکده نشانیدم اندر شهر و بسا موبدان که خرسند و کامیاب شدند. من کافران و ملحدانی (منظور غیر زرتشتیان) که به انجام فرائض دینی نپرداختند، کیفر دادم. بسیار کسان به دین من روی آوردند و بسیاری دست از دین دیوان برداشتند. بگذارید که من کرتیر به خواست خدا به همه نشان دهم که چه کارهای مفیدی در کشور انجام انجام دادهام. بگذارید تا ایزدان اسرار آسمانها و اعماق دوزخ را بر من روشن سازند. منم بسا پرهیزگار و دادگر. بدانید که این منم: کرتیر!». [...]
رنجهای بشری ۱۱۴
سخنان و کارهای دروغین منتسبشده به کورش به اندازهای گسترده و هولناک هستند که میتوان گفت تقریباً تمامی آنچه که به عنوان افتخارات کورش بزرگ از آنها یاد میشود، ساخته ذهن فریبگرانه آریاانگاران و کورشپرستانی است که با پرچم ایراندوستی در حال تخریب تاریخ و فرهنگ ایران هستند.
رنجهای بشری ۱۱۳
هرگاه که امکانات و فرصتها نه بر اساس شایستگی که بر اساس سرسپردگی توزیع شده، بنیادهای قدرت موزعان را به سمت فروپاشی سوق داده است.
رنجهای بشری ۱۱۲
تمدن درخشان بابل با تمامی مظاهر علمی و اجتماعی آن به باد فنا رفت و وحشیگری کورش و بازماندگان هخامنشی او بر جای آن نشست. دریغ است که هر آنچه از مظاهر مدنیت در ماقبل هجوم کورش به بابل دیده و شناسایی شده است، آخرین نمونههای آن در طول تاریخ بشری است. [...]
از گردهمایی تیزهوشان و برج مظلوم جهاننما تا کالای چینی با پرچم اصفاهونی
روز گذشته این فرصت و افتخار را داشتم تا در گردهمایی تیزهوشان (استعدادهای درخشان) دبیرستانهای دخترانه سراسر کشور در اصفهان صحبت کنم. با اینکه موضوع سخنرانی در باره دانش و رشته اخترباستانشناسی بود، اما به این دلیل که حاضران را سازندگان آینده علمی ایران و دارای نقشی ممتاز و ارزنده در آینده کشور میدیدم، چند نکته دیگری را نیز که به نظرم مهم میآمد با آنان در میان گذاشتم: 1- مراقبت بیشتر در قبال کسانی که واژهها و مفاهیم و اصطلاحات علمی را برای بسط خرافه و خرافهپردازی بکار میگیرند؛ 2- آگاهی و احیاناً مقاومت در قبال کسانی که جایگاه علمی اشخاص را با توجه به دیدگاههای ایدئولوژیک آنان دستکاری میکنند. برای نمونه بزرگنمایی غیر عادی شخصیت شیخ بهایی در علوم تجربی و ریاضی، و در عین حال خوار داشتن شخصیت حافظ اصفهانی که از بزرگترین مخترعان و ابزارسازان تاریخ ایران بوده است. تا حدی که کمتر کسی نام حافظ اصفهانی را شنیده، اما ادعاهای منتسب به شیخ بهایی را همگان شنیدهاند. [...]
رنجهای بشری ۱۱۱
اصرار بر بیان دروغهای تاریخی (هر قدر که زیبا باشند) در حکم تخریب هویت ملی، و مقابله با دروغهای تاریخی (هر قدر که دردآور باشد) در حکم پاسداشت هویت ملی است.
رنجهای بشری ۱۱۰
فریبگران دانا و فریبخوران جاهل که هر دروغی را از روی زودباوری و بلاهت میپذیرند و کاسه داغتر از آش میشوند، اینهایند که همواره حرکتها و آرمانهای بزرگ را به تباهی کشیدهاند و میکشند.
رنجهای بشری ۱۰۹
آموزش و تبلیغ «دروغهای زیبای تاریخی» از ابزارهای مفید برای نابودی هویت جمعی یک ملت در درازمدت است. ترکیب و درهمجوشی واقعیتها با غیرواقعیتها، تمامی تاریخ و هویت یک ملت را در مرور زمان تبدیل به دروغ خواهد کرد و هستی او را به باد فنا خواهد داد.
رنجهای بشری ۱۰۸
ما ایرانیان دستکم سه مناسبت جهانی قلابی ساختهایم: روز جهانی کورش، سال جهانی شیخ بهایی و سال جهانی رصدخانه مراغه. این کارها ناشی از دو ویژگی اخلاقی ممتاز ماست: احساس حقارت و تمایل به تقلب. [...]
رنجهای بشری ۱۰۷: یک اتحاد دوستداشتنی
خشنودم از اینکه با سخنانم گروههای متنوع و آشتیناپذیری از برتریطلبان و ملیگرایان (اعم از پانترکان و پانایرانیستها و امثال آنها) را علیه خودم متحد کردهام و هدف واحدی برای سنگهای مشترک آنان شدهام. پس میبینیم که هنوز چیزهایی هست که حلقه اتصال و اتحاد و همدلی همه ما باشد.
رنجهای بشری ۱۰۶
این مهم است که مردمان ستمکشیده و دوستدار آرامش و همبستگی از گفتارها و کردارهای تو رضایت داشته باشند و بدان امید ببندند. نارضایتیها و لگدپرانیهای تمامیتخواهان، ناسیونالیستها و برتریطلبان نژادی و قومیتی (اعم از ترکانگاران و آریاانگاران و کورشپرستان و جز آنها) نه تنها اهمیتی ندارد که جای خوشنودی نیز دارد.
رنجهای بشری ۱۰۵
محصول عملی ناسیونالیسم و پانایرانیسم در نهایت تجزیه ایران است. چرا که برترانگاری و نفرتپراکنی زیر پرچم ملیگرایی به تفرقه و جدایی میان مردم منجر خواهد شد و نه به همبستگی و همدلی میان آنان. چنان که تاکنون نیز فعالیتهای به ظاهر ملیگریانه و در باطن تمامیتخواهانه، موجب تشدید تنشهای قومیتی شده است. اتحاد و همبستگی و قدرت روزافزون ایرانیان تنها در سایه تضعیف ناسیونالیسم و پانایرانیسم رخ خواهد داد.
جزیره ابوموسی و همراهی نسنجیده ایرانیان در ترویج نامهای موهوم
ما ایرانیان از معدود ملتهایی که هستیم که نیاز به دشمن نداریم و هر کس میتواند با رقصاندن ما به مطامع و اهداف خود برسد. ما نیز بارها نشان دادهایم که آمادهایم تا به مجرد کمترین صدای سازی به رقص در آییم. غمانگیز است که ما بندرت توانایی تشخیص و مقابله صحیح با تهدیدها را داریم و با تداوم چنین ناشیگریها و قمارها و دخالتهای بیجا، تمامی دارایی خود را دیر یا زود از کف میدهیم. از جدیدترین نمونههای همراهی نادانسته و از روی غفلت عدهای از ما ایرانیان، میتوان از موج سنگین تبلیغاتی در روزهای اخیر و به منظور تغییر نام جزیره ابوموسی یاد کرد. نامهای فراوانی همچون: گپسبزو، گپسیزو، بوماو، بوماف، بوموف، بومسبز، بومسو، بومسوز، بوموسو، بومورو و امثال آن که دارای منبع و سند تاریخی نیستند و در نقشههای جغرافیایی نام آنها نیامده است. این برنامه که عدهای اشخاص غافل را با خود همراه کرده است، چه هدفی را در سر میپروراند؟ برخی از مهمترین آنها بطور خلاصه به شرح زیر است: [...]
رنجهای بشری ۱۰۴: در تناقض میان نژادگرایی و میهنپرستی
نژادپرستی و برترانگاریهای قومیتی (اعم از آریاگرایی و جز آن) برخلاف شعارهای غلطاندازی که داده میشود، با هر چیزی که قابل جمع باشد و شباهت داشته باشد، با «میهندوستی» (یا «انساندوستی») شباهت و پیوندی ندارد. چرا که «میهن» مفهومی متکثر و متنوع و رنگارنگ است و دوستدار میهن هرگز نمیتواند هیچ تکهای از عناصر سازنده آنرا بر دیگری ارجحیت دهد. کسی که بر طبل موهومات نژادی و برتریطلبیهای قومی میکوبد، نه تنها نمیتواند وطنپرست و انساندوست باشد، بلکه دشمن وطن و تباهکننده همبستگی میان مردم است.
حسرتها
قدر حسرتها را بدان! آنها باید باشند تا زندگی را زیباتر و رؤیاهایش را دلنشینتر کنند. زندگی بدون حسرت نباید چندان دوستداشتنی باشد.
منشور کورش بر سردر سازمان ملل؟
اینکه میگویند منشور کورش را بر سردر سازمان ملل آویزان کردهاند، یکی دیگر از دغلکاریهای تمامنشدنی کورشپرستان است. اما ذهن سازنده آن که احتمالاً فاقد «هوش سرشار نژاد پاک آریایی» بوده، مقداری ناشیانه عمل کرده و سازمان ملل را با جگرکی سر کوچه اشتباه گرفته و تصور کرده در سردر آنجا هم چنگکهایی برای آویزان کردن دل و قلوه برقرار شده است. با این حال از کورشپرستان محترم خواهش میکنم که اگر میشود و مقدور است و اگر خدای نکرده ادب آریاییاشان گُل نمیکند، عکسی از آن سردر مزین به کتیبه یا تمثال بیمثال منشور کورش را به این بنده سراپا تقصیر نشان بدهند تا یک وقت خدای ناکرده آن «موضع مبارک» را ندیده از دنیا نرفته باشم. قول میدهم که آن تمثال را فوراً در ذیل همین مطلب منتشر کنم. البته اضافه کنم که عدهای نیز مدعی هستند که شعری از سعدی بر سردر سازمان ملل آویزان است. این ادعا نیز مثل آن یکی قلابی و خلاف واقع است.
رنجهای بشری ۱۰۳
ما در حالی مشغول فحاشی و تحقیر اسکندر و مغول و ترک و اعراب هستیم که تمامی آن مردمان و کشورها بدون آنکه احساس حقارت کنند و لگدهای ما اهمیتی برایشان داشته باشد، به سرعت در حال پیشرفت هستند و ما دائماً در حال زنجموره و مشت کوبیدن بر سر و کله خود و دیگران.
آیا جهان کورش را میستاید و برایش روز جهانی میگیرد؟
یکی از پاسخها و واکنشیهایی که در قبال نوشتههایم میبینم و یا به دستم میرسد، چیزهایی شبیه این است که «آقاجان همه دنیا دارند کورش و حقوق بشرش را ستایش میکنند، برایش روز جهانی گرفتهاند و منشورش را بر سردر سازمان ملل آویزان کردهاند، یعنی همه نمیفهمند و تو میفهمی؟» آشکار است که چنین واکنشیهایی ناشی از بیاطلاعی، نبود مطالعه، فریب خوردن، و آلت دست شدن است. کسی که باوری را با آگاهی و اندیشه و مطالعه به دست آورده باشد، باید بتواند پاسخ هر سخن و ادعا را با اتکای به منابع تاریخی نقیض آن بیان کند و نه با چنین مهملات دلخوشانهای. اینکه عدهای تصور میکنند همه دنیا در حال ستایش کورش و حقوق بشرش هستند، حکایت همان ملانصرالدین است که در حمام آواز میخواند و از پژواک صدای خودش در حمام خالی خوشش میآمد. اما وقتی به خود غره شد و برای اذان گفتن بر بام حمام خزید، سنگها بود که به استقبالش فرود میآمد. [...]
زنان کورش بزرگ: آیا کورش فقط یک زن داشت؟
اخیراً مطلبی به فراوانی و با عنوانهایی شبیه به «کورش پادشاهی که تنها یک زن داشت» در اینترنت منتشر شده است. در بخشی از آن گفتارها به سخنی از این نگارنده نیز استناد شده است که تاریخ مرگ کاساندان را معین کرده بودم. اما چنین ادعایی درست نیست. کورش بطور همزمان دستکم دو یا سه زن رسمی داشته است: «آمیتیس» خواهر ماندانا و خاله خودش که او را پس از اشغال کشور ماد و پس از کشتن شوهرش تصرف کرده بود؛ «کاساندان» دختر فرناسپ که ظاهراً زن اصلی حرمسرا و مادر ولیعهد بود؛ و «نییِتیس» دختر آماسیس دوم فرعون مصر که کاساندان نگران توجه زیاد کورش به او بود. [...]
رنجهای بشری ۱۰۲
یکی از رنجهای بشری این است که نمیتوان از رنجهای بشری سخن گفت.
آیا اصالت منشور کورش قطعی است؟
این یک سؤال است: در قلابی بودن اثری که به عنوان منشور کورش در تهران به نمایش گذاشته شد و اهداف فریبگرانه سیاسی را دنبال میکرد، ظاهراً تردید چندانی نیست و شواهد موجود بر صحت آن دلالت دارد؛ اما گذشته از این، آیا اصالت منشور منسوب به کورش بزرگ هخامنشی که در موزه بریتانیا نگهداری میشود، قطعی و بلاتردید است؟ آیا بطور قطع میتوان گفت که این کتیبه متعلق به زمان کورش است و به فرمان او نوشته شده است؟ آیا با توجه به اینکه [...]
رنجهای بشری ۱۰۱
نمیتوان در مسیر تحقیقات تاریخی و باستانی، بخشی از واقعیتها یا روایتها را بازگو کرد و بخشی دیگر را بنا به مصالح و خوشایند این و آن کتمان کرد یا نادیده گرفت. این خیانت به تاریخ و ظلم به انسان است. هم ظلم به گذشته او و هم ظلم به آینده او.
رنجهای بشری ۱۰۰
مبارزه برای آزادی و رهایی انسان، بیان رنجهای تاریخی انسان و آنچه او را به زنجیر کشیده، اینست آن بهترینِ زندگی. ب